خداحافظ آفریقا: قسمت بیست و هشتم
33:28

در فصل دو پادکست «خداحافظآفریقا» به دوران نوسنگی میرسیم و انسانی که از شکارچی گرداوری، دستبهکار کشاورزی میشود. آنها دشواری یکجانشینی را برای یافتن چیزی بیشتر پذیرفتند! در فرایند یکجانشینی نقشهای جدیدی پیش آمد. اهلی سازی و توسعه دامداری، انسان را وادار به تجربه زیست تازه و متفاوت کرد. از پیدایش چرخهای سفالگری تا تثبیت نقش شمنها به عنوان رابطان جهانهای دیگر و از همه مهمتر خانهنشین شدن زنان، دورانی تازه از حضور انسان بر کرهزمین پدید آورد. دکتر حامد وحدتینسب، انسان دیرینشناس در اپیزود شماره بیست و یک پادکست خداحافظ آفریقا پردهای دیگر از داستان کوچ انسان هوشمند هوشمند را کنار میزند.
تهیهکننده سیاوش صفاریانپور
تدوین مروا کاظمزاده
طراح نشانه خورشید آزادی
See omnystudio.com/listener for privacy information.
زن در خانه و مرد در بیرون خانه، اینجا تمایزش دارد برای ما خیلی خیلی بیشتر میشود. ضمن اینکه آغازی است بر مالکیت ذهنی مرد بر زن و فرزندانش، یعنی مردان نه تنها مالک گلهها، مالک زمینها، مالک خانهها، بلکه مالک آنچه که درون خانهها هم بود هم خودشون را محسوب میکردند. جایگاه اجتماعی زن و مرد در تصمیمگیریهای اجتماعی به همین شیوه متحول و دگرگون میشود. هرچقدر که در سیستمهای قبلی کارها به صورت مشورتی و فراجنسیتی انجام میشده، در این نوع سیستم کشاورز یکجانشین، کارها به صورت تکجنسیتی منظور از کارها تصمیمگیریهای مهم اجتماعی دارد به صورت تکجنسیتی عموماً انجام میشود و رفته رفته نقش زنان در معیشت و تصمیمگیریهای اجتماعی کمتر و کمتر میشود.
مالکیت ذهنی مرد بر زن و فرزندانش، یعنی مردان نه تنها مالک گلهها، مالک زمینها، مالک خانهها، بلکه مالک آنچه که درون خانهها هم بود هم خودشون را محسوب میکردند. و این کاملاً یک اتفاق جدید و متفاوت با دورانهای قبلی هست. جایگاه اجتماعی زن و مرد در تصمیمگیریهای اجتماعی به همین شیوه متحول و دگرگون میشود. هرچقدر که در سیستمهای قبلی کارها به صورت مشورتی و فراجنسیتی انجام میشده، در این نوع سیستم کشاورز یکجانشین، تصمیمگیریهای مهم اجتماعی دارد به صورت تکجنسیتی عموماً انجام میشود و رفته رفته نقش زنان در معیشت و تصمیمگیریهای اجتماعی کمتر و کمتر میشود. این داستان زن در خانه و مرد بیرون خانه. داستانی که مرد دارد کمکم مالک زن میشود.
نخستین اهلیسازیها حول و هش یازده هزار و پونصد سال پیش در همین منطقه جنوب غرب اسیا رخ داده
این آغاز خانهنشین شدن زن هست و به نوعی آغاز تفکیک مشاغلی که بعداً تبدیل میشوند به مشاغل زنانه و مشاغل مردانه
یادمان باشد در دوران شکار و گردآوری، انسانها مالکیت داشتند، اما صرفاً مالک آن چیزهایی بودند که میتوانستند با خودشان حمل کنند. چند ابزار سنگی، چند نیزه، پوستی که احتمالاً ادوات و ابزارها را توش میگذاشتند، داشتند به شکل کولهپشتی حمل میکردند، لباس تنشان، آویزهایی که روی بدنشان بودند، و همین. تمام مالکیت یک انسان، آن میزان ادوات و فناوریها و مالم یکی بودند که قابلیت حمل به صورت خیلی سریع و آنی را داشته باشد.
مشکل اساسی غذای این کشاورزان اولیه یکنواختی آن بوده است. یعنی شکم را پر میکرده اما به میزان کافی کالری مورد نیاز را نمیرسانده و مشخصاً سرشار از ویتامینهای متنوع نبوده است. شواهدی که این مسئله را تأیید میکند، شواهدی است که ما از استخوانهای نخستین کشاورزان و دامپروران داریم که کاملاً روی استخوانهایشان شواهدی وجود دارد که به صورت علمی به آن میگوییم پروسیس. پروسیس خطهایی روی استخوان است که بر اثر فقر غذایی به وجود میآید و اینها عمدتاً اسکلتهایشان دارای این فقر غذایی است.
یک شکارورز گردآورنده صبح خودش را احتمالا با خوردن مقداری از صدفها، چند نوع ماهی، قارچ، نوعی از گیاهان شروع میکرده، احتمالا در مسیر شکاری که میرفته، دانهها و مغزهای خوراکی را جمعآوری میکرده، میوههای وحشی را میخورده، چه بساکه از حشراتی که پروتئین بالایی داشتند استفاده میکرده، از گوشت و پروتئین خزندگان کوچک استفاده میکرده، میتوانسته خرگوشی را شکار بکند، پروتئین لازم برای ناهار خودش را فراهم بکند، مجددا قارچ، برخی از گیاهان، مغزها، دانهها، توتهای وحشی، و این رژیم غذایی متنوع خودش را میتوانسته تا زمانی که محیط بهش اجازه بده، حفظ بکند. اما بریم سراغ آن کشاورز دامپرور، آن غذای خودش را از کجا تأمین میکرده؟ با توجه به ذخیرهسازی که در مورد غلات انجام میداده، یک چیزی مثل گندم و جو کوبیدهشدهی مخلوط شده با آب یا شیر حیوانات میخورده، یک چیزی شبیه حلیم امروزی خودمان، پروتئین آنقدر نداشته که یعنی نمیتوانسته لزوما از دامهای خودش به صورت مداوم به عنوان غذا استفاده بکند چون بیشتر دامها کاربردهای جنبی داشتند تا خود پروتئین، یعنی پشمشان، شیرشان و تولید مثل که میگردند به عنوان یک سرمایه و دارایی خیلی مهم بودند.