جدیدترین سوالات
سوالات و پاسخهای تازه از پادکستهای فارسی
من فرزند جمیر شیخی هستم و حلال پسیانی، مادر من بازیگر بود، هنرمند بود و عاشق بازیگری و هنر، بیشتر میتونم بگویم حرفش بیشتر از بازیگری عشق به بازیگری بود، و پدر من هم خلبان جته، خلبان اولین سری جتای جنگنده ایران بود و همه تخصص هاش رو داشت دارد. بسیار هنر دوست بود
این مشتری در واقع افسر دیای بود، پلیس مبارزههای مواد مخدر امریکا. دیای خیلی اتفاقی موقع بازرسی یک داروخانهای تو شیکاگو دیده بود که اینا کلی دارو از یک حساب پستی فدکس ارسال کردند. سراغ فدکس که رفتند دیدند که تقریباً صد تا داروخانه در سرتاسر آمریکا دارند از همین حساب استفاده میکنند دارو میفرستند.
اون بازار جدید میتواند کجا باشه؟ میتواند چین باشه، بازار چند صد میلیونی چین میتواند باز بشه برای صنایع امریکایی. بعد این چین بود که از دسترسی به بازار آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا بهرهمند شد. ولی همهی اینا از آن دری شروع شد که نیکسون باز کرد.
تایوان هم احساس خیانت میکند که به آمریکا نمیشه اعتماد کرد پشت ما را خالی کردند
کیسینجر نیکسون را آماده میکنه که با چینیها چطوری باید مذاکره کرد؟ گفت اونجا میری، باید نشان بدی جدی هستی قابل اعتمادی، چینیها این را دوست دارند، نیاز دارند که متوجه بشن که طرفشون جدیه، و قرارها را میزارند برای اینکه فوریهٔ هفتاد و دو نیکسون برود چین
کیسینجر بعداً میگه که من کم دیدم آدمی که اینقدر در مذاکره طرف مقابلش روانشناسی بکنه.
و نیکسون کسینجر اینطوری فکر میکردند که نمیشه همه جا جنگید، جنگ را ایدیولوژیک پیش برد. ما باید بریم سر کنترل ژوپلتیک، ایدهٔ مهار ژوپلتیکی شوروی. مهار ژو پلتیک شوروی از اینجا میآمد. فهمیدن اگه چین رو از شوروی جدا کنند، دیگه لازم نیست بروند همه جا بجنگند. از اینجا میتوانیم موثرتر به رقیب اصلی، دشمن اصلی که شوروی هست ضربه بزنیم. اینه که کمکم ایدهای اینکه با چین صحبت بکنیم، شروع میشه به مطرح شدن.
همهی این پیمانهای نظامی دفاعی، اینا تو ریملنده، اینا در واقع علیه شوروی، داره یک دیوار دفاعی درست میکنه برای کنترل هارتلند. حالا از دید آمریکای یه دیوار دفاعیه، در مقابل نفوذ شوروی، از دید شوروی اینا محاصرهی تهاجمیه.
ریملند همونهای که ایران هم توشه. ریملند هم اونجایه که منابع بیشتری دارد، جمعیت بیشتری دارد، مسیرای تجارت دریایی دارد که هارتلند ندارد، و مهمتر از همه اینکه همیشه نقطهی تماس بوده بین قدرتهای دریایی و قدرتهای خشکی، قدرتهای برّی و قدرتهای بحری.
مکیندر میگفت هرکی میخواهد بر جهان مسلط بشه باید بر جزیرهی جهانی مسلط بشه، جزیره جهانی یعنی اوراسیا و آفریقا. اینجا را باید بگیرد. هر که میخواد بر این مسلط بشه باید بر هارتلند مسلط بشه. هارتلند کجا است؟ هارتلند اینجا است. این قلعهی بالای اوراسیا را بهش بگید هارتلند. از اروپای شرقی، تا چین، از اکراین تا اقیانوس آرام شمالی. قلب جهان اینجا است.
راه حل اینه که، به قول نیکسون وقتی شما دو تا رقیب داری تو یک مثلثی هستی، شما باید یه طوری رابطه تنظیم کنی که بین این دو تا فاصله زیاد بشه، شما به این دو تا نزدیکتر بشی. اختلاف تو با هر کدوم اینها باید کمتر باشد از فاصلهای این دو تا باهم. تو باید به هر دو اینا نزدیکتر باشی تا اینا به هم دیگه. نسخهی نیکسون برای جنگ سر در دهی هفتاد اینه.
اینها کارای امپریالیسم دیگه. میگفت اینها همون روسهای استعمای، همون امپراتوری تزاری روسیه است. اسم شوروی به روکش کمونیسمه، ولی در واقع دنبال همون خواستههای امپریالیستیه.
چین که قرنها جلوتر از همه بود، تکنولوژیک، سازمانی جلوتر از هر کشوری بود، از قرن هجده و نوزده افتاد عقب.
نجادها، اقوام، فرهنگها، مناطق جغرافیایی، اینا تفاوتهای عظیم دارند در زمینههای مختلف. نه بخاطر ژنتیکشون فقط، بخاطر جغرافیاشون، فرهنگشون، تاریخشون، کلی عامل دیگه.
دو تا اتفاق مهم داره میگفت اینجا، طبقات پایین، مایوس میشن، عصبانی میشن، فکر میکنند همیشه یه دست نامرعی هست که جلوی پیشرفتشون و گرفته دستهای پشت پرده است.
او میگه که اولاً که ما دانشمون محدود است، ما نمیدانیم کی واقعاً شایست است، موفقیت مال یک فاکتور و دو فاکتور نیست، استعداد هست، خانواده پشتیبان هست، محیط فرهنگی هست، تلاش و کوشش خود آدم هست، انتخاباش هست، انتخابهای تصادفی هست.
بیشتر از تور بالای پونزهنفر نمیزاره برگزار کنی شما. یعنی میگه اگر شما پونزهنفر به بالا باشی باید دو تا ماشین بشی، دو تا لیدر داشته باشی.
خب، الان یکیشه که گفتم یکیش اینه که واسه ماشین من، که حالا مثلاً «فیات» است»، تو ایران خیلی تعمیرکاران نمیشناسنش واقعاً. و مثلاً معدود تعمیرکارش، مثلاً اگه اون آقا مشغول باشه تو مثلاً چند روز هم ماشینت بخوابه، اگه مشکل جدی داشته باشه.
قبل از سال 2000، اینا در ایمنی پرواز رکوردشون خیلی افتضاح بود. رکوردشون خیلی افتضاح بود. به کردهسوانه هوایشون هیفده برابر میانگین ثبت شده برای صنعت هوانوردی بود.
جان مکافی آنتیبیوتیکهای گیاهی را تحقیق میکرد و در دنیای ویروسها فعالیت داشت.