چرا دایناسورها ارتباطی با حال حاضر ندارند؟
دایناسورا نزدیک شصت میلیون ساله که منقرض شدند. رفتن. یعنی اصلاً هیچ ارتباطی ندارند، و حالا به عنوان حسن خطاب.
در مسیر سفر انسان از آفریقا و پراکنده شدن در فراسوی این قاره به نئاندرتالها میرسیم و داستان #داروین که چهره به چهره با این گونهی انسان شد ولی پی نبرد که این جمجمهی منحصربفرد متعلق به یک #نئاندرتال است.
اسماعیل میرفخرایی در گفتوگو با دکتر حامد وحدتینسب قدم به قدم این مسیر را روایت میکنند.
تهیهکننده: سیاوش صفاریانپور
تدوین: احسان مهرجو
گفتار تیتراژ آغاز: نرگس فیضبخش
گرافیک: خورشید آزادی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.
See omnystudio.com/listener for privacy information.
دایناسورا نزدیک شصت میلیون ساله که منقرض شدند. رفتن. یعنی اصلاً هیچ ارتباطی ندارند، و حالا به عنوان حسن خطاب.
در نندرتالها چون باز هم اویرج مغزی بزرگتر بوده، ما میبینیم که فرم لگنشون هم متفاوتر بوده
طبیعتاً به خاطر اینکه خانمها باید سر اون بچه از کانال زایمان خارج بشود، فرم لگنشون پهنتر هست در مقایسه با لگن آقایون
یکی از تفاولیم، یکی از تفاوتهای آناتومیکی بین زن و مرد، چه در انسان هوشمند، چه در انسانهای دیگر، فرم لگن هست
جالب است که بدونید با حجم مغزی حتی میانگین بزرگتر از حجم مغزی ما. یعنی ما نمونههایی از نندرتال داریم که تا هزار و هفتصد سیسی هم حجم مغزی میرسیده.
اینها با هم زندگی میکردند که دقیقاً درست است، آن این اطلاعات جنتیکی همین نشان میدهد که همزمانی داشتند.
داروین مریض بوده، اومده بوده خونه خواهر خانمش برای یه هفته ده روز استراحت بکنه، نمونه را نگاه میکنه
نئاندرتالها تقریباً تمام مدت عمرشان را در چرخههای یخچالی زندگی میکردند. حفرهی بینی خیلی بزرگ و برجستهای داشتند و این هم ما فکر میکنیم سازگاری با آب و هوای سرده، یعنی هوای سرده بیرون را میکشیده به داخل، توی حفرهی بینیش گرم میکرده و بعد وارد ریههای میشده که حجمی ریههایش هم بیشتر بوده. ریههایش هم بیشتر بوده، جالبه که فکر میکنند دانشمندها که اینها دوندههای خوبتری بودند نسبت به. نئاندرتالها زندگی به شدت سخت و درگیرانهای داشتند. یعنی شما یک اسکلت نیندرتال پیدا نمیکنید که در شکستگی و جوشخوردگی نباشند. این شکستگیها و جوشخوردگیها ناشی از این بوده که ما فکر میکنیم اینها برای شکارشون به شدت نیاز داشتند که از فاصلهی خیلی خیلی نزدیک شکار انجام بدهند.
زندگی به شدت سخت و درگیرانهای داشتند. یعنی شما یک اسکلت نیندرتال پیدا نمیکنید که در شکستگی و جوشخوردگی نباشند. استخوان بازو، استخوان کتر، استخوان ترقوبه، استخوان ران. و این شکستگیها و جوشخوردگیها ناشی از این بوده که ما فکر میکنیم اینها برای شکارشون به شدت نیاز داشتند که از فاصلهی خیلی خیلی نزدیک شکار انجام بدهند. یعنی با حیوان دست به گریبان بشن. ما ازشان ادوات شکار مثل نیزه و ابزار سنگیهایی که سر چوب میزنند داریم. ولی مطالعات نشان میدهد که این ابزار سنگی حالت پرتابی نداشته در بیشتر موارد. بلکه تو دست قرار میگرفته و از فاصله نزدیک ضربه میزده. طبیعی است که اون حیوان هم مقابل مس میکرد.
نئاندرتالها زندگی به شدت سخت و درگیرانهای داشتند. یعنی شما یک اسکلت نئاندرتال پیدا نمیکنید که در شکستگی و جوشخوردگی نباشند. این شکستگیها و جوشخوردگیها ناشی از این بوده که ما فکر میکنیم اینها برای شکارشان به شدت نیاز داشتند که از فاصلهی خیلی نزدیک شکار انجام دهند. یعنی با حیوان دست به گریبان بشوند. ما ازشان ابزارهای شکار مثل نیزه و ابزار سنگیهایی که سر چوب میزنند داریم. ولی مطالعات نشان میدهد که این ابزار سنگی حالت پرتابی نداشته در بیشتر موارد، بلکه در دست قرار میگرفته و از فاصله نزدیک ضربه میزده. به حیوانات بزرگ مانند خرس، کرگدن، یا ماموت ضربه میزدهاند.
ابزارهای شکار نئاندرتالها شامل ادوات شکار مانند نیزه و ابزار سنگیهایی بود که سر چوب میزدند. مطالعات نشان میدهد که این ابزار سنگی حالت پرتابی نداشته و در بیشتر موارد، در دست قرار میگرفته و از فاصله نزدیک ضربه میزدهاند. نئاندرتالها برای شکار نیاز داشتند که از فاصله خیلی نزدیک به حیوانات نزدیک شوند و به نوعی با آنها دست به گریبان شوند.
نئاندرتالها زندگی به شدت سخت و درگیرانهای داشتند. یعنی شما یک اسکلت نیندرتال پیدا نمیکنید که در شکستگی و جوشخوردگی نباشند. استخوان بازو، استخوان کتر، استخوان ترقوبه، استخوان ران. و این شکستگیها و جوشخوردگیها ناشی از این بوده که ما فکر میکنیم اینها برای شکارشون به شدت نیاز داشتند که از فاصلهی خیلی خیلی نزدیک شکار انجام بدهند. یعنی با حیوون دست به گریبان بشن. ما ازشان ادبات شکار مثل نیزه و ابزار سنگیهایی که سر چوب میزنند و داریم. ولی مطالعات نشان میدهد که این ابزار سنگی حالت پرتابی نداشته در بیشتر موارد. بلکه تو دست قرار میگرفته و از فاصله نزدیک ضربه میزده. به کی ضربه میزده؟ به خرس، به خرس قارنشین که چهار متن قد قامتشه، یا با کرگدن پشمالوک دو تنه، یا به ماموت، یا به گوزن غولآسایی که الان منقرض شده و عرض شاخش سه مترونین بوده. طبیعی است که اون حیبون هم مقابل مس میکرد.
حفرهی بینی خیلی بزرگ و برجستهای داشتند. و این هم ما فکر میکنیم سازگاری با آب و هوای سرده، یعنی هوای سرده بیرون را میکشیده به داخل، توی حفرهی بینیش گرم میکرده و بعد وارد ریههای میشده که حجمی ریههایش هم بیشتر بوده.