چه زمانی اولین انسانها به استرالیا رسیدند؟
اولین انسانها حدود شصت هزار سال پیش به استرالیا رسیدند و اجداد آنها با اجداد ما مرتبط هستند.
در اپیزود شماره سه خداحافظ آفریقا به هومو ارگاستر و هومو ارکتوس میرسیم و ماجرای کشف تاریخساز اوژن دوبوآ ! او ادعا کرد حلقه مفقود بین میمون و انسان امروزی را پیدا کرده است. گرچه دوبوا ابتدا با مخالفت جامعه علمی زمان خود روبهرو شد اما مطالعات او دروازه مکاشفات بعدی را گشود. در مسیر خروج انسان از آفریقا، از اندونزی به غار اژدها در چین میرسیم و جمجمه مرد پکنی که در میانه جنگ جهانی ناپدید شد. ولی آن هم پردهای دیگر از مسیر انسان راست قامت کنار زد!
اسماعیل میرفخرایی، ژورنالیست پرسابقه رادیو و تلویزیون و حامد وحدتینسب، دانشمند دیرینه انسانشناس قدم به قدم ما را در مسیر خروج انسان از آفریقا پیش میبرند.
تهیه کننده: سیاوش صفاریانپور
تدوین: احسان مهرجو
گرافیک: خورشید آزادی
See omnystudio.com/listener for privacy information.
اولین انسانها حدود شصت هزار سال پیش به استرالیا رسیدند و اجداد آنها با اجداد ما مرتبط هستند.
بومیان استرالیا و آمریکای شمالی کاملاً متفاوتند و بهطور مستقل و در زمانهای مختلف به آنجا وارد شدهاند.
ابزار سنگی، بهویژه تبردستیهای قطرعشی شکل، از نواحی مختلف ایران مانند زاگرس و گیلان به دست آمده است.
شواهدی از انسان راستقامت به شکل سنگوارهها در دور و بر ایران پیدا شده، اما خود ایران شواهدی از آن ندارد.
انسان راستقامت در نقاط مختلف دنیا پخش شده و به آسیای جنوب شرقی نیز رسیده است که شواهدی از آن وجود دارد.
خودخواهی رمز بقای انسانها بوده و در کانتکس اجتماعی و گروهی معنای دیگری پیدا میکند که نشاندهنده نیاز انسان به همکاری و ارتباط با دیگران است.
انسانها در مواجهه با منابع محدود به خودخواهی روی میآورند زیرا احساس میکنند که برای بقا و تأمین نیازهای خود باید از منابع موجود به بهترین نحو استفاده کنند.
اجداد ما نقش مهمی در شکلگیری رفتارهای بدجنسی دارند زیرا بسیاری از آنها از موانع زیستمحیطی عبور کرده و به بقای خود و زاد و ولد بیشتر دست یافتهاند.
انسانها از بدجنسی خود احساس دلخوری میکنند زیرا این رفتارها معمولاً به تضاد منافع فردی و اجتماعی منجر میشود و موجب آسیب به روابط اجتماعی میگردد.
رفتارهای فردی ممکن است به خودخواهی و بدجنسی منجر شوند، در حالی که رفتارهای اجتماعی نیازمند گذشت از خودخواهیها و همکاری با دیگران برای زندگی در جامعه است.
حالم مویوس یک نژادپرست شناخته شده بود و معتقد بود که سیاهها باید از سفیدپوستان جدا باشند و همچنین ادعا میکرد که نژاد سفید برتر از نژاد سیاه است.