پرش به محتوای اصلی
داستان زندگی رضاشاه قسمت سوم

داستان زندگی رضاشاه قسمت سوم

پادکست رخ
1:20:44
19 سوال و جواب
29 فصل

فصل‌های این قسمت

29 فصل
زندگی رضاشاه2 دقیقه 50 ثانیه
0:00
کودتای ایران3 دقیقه 13 ثانیه
2:23
کودتای رضاخان3 دقیقه 37 ثانیه
5:11
کودتای سید ضیاء3 دقیقه 14 ثانیه
8:22
دولت سیدزیا2 دقیقه 49 ثانیه
11:11
قراردادهای ایران3 دقیقه 15 ثانیه
13:34
حکومت سید زیا2 دقیقه 50 ثانیه
16:23
دولت سیدزیا2 دقیقه 49 ثانیه
18:47
سیدزیا و رضاخان3 دقیقه 15 ثانیه
21:11
برکناری سیدزیا3 دقیقه 13 ثانیه
24:00
رضاخان و کودتای 13004 دقیقه 25 ثانیه
26:47
دولت قوام‌السلطنه2 دقیقه 49 ثانیه
30:46
مجلس چهارم ایران2 دقیقه 49 ثانیه
33:35
روابط ایران و آمریکا3 دقیقه 14 ثانیه
35:59
جنگلی‌ها و خراسان3 دقیقه 14 ثانیه
38:47
نبرد قزاق‌ها و جنگلی‌ها4 دقیقه 2 ثانیه
41:35
تاریخ نظامی ایران3 دقیقه 14 ثانیه
45:11
دولت قوام2 دقیقه 28 ثانیه
47:59
سیاست ایران3 دقیقه 37 ثانیه
49:59
رضاخان و سیاست3 دقیقه 14 ثانیه
53:10
نخست‌وزیری رضاخان3 دقیقه 14 ثانیه
55:58
رضاخان و امنیت ایران3 دقیقه 38 ثانیه
58:46
رضاخان و جنوب ایران2 دقیقه 49 ثانیه
62:23
رضاخان و احمدشاه2 دقیقه 50 ثانیه
64:46
نخست‌وزیری قوام2 دقیقه 49 ثانیه
67:35
اصلاحات مالی ایران2 دقیقه 50 ثانیه
69:58
دولت‌های پس از کودتا3 دقیقه 13 ثانیه
72:22
دولت پیرنیا2 دقیقه 50 ثانیه
75:33
تاریخ معاصر ایران2 دقیقه 48 ثانیه
77:57

درباره این قسمت

داستان زندگی رضاشاه، قسمت سوم

اپیزود شماره 136


اینستاگرام رپاپ / سایت رپاپ 

پادکست رپاپ، لینک کست باکس


لینک مشاهده کانال یوتیوب رخ

لینک حمایت مالی ریالی و ارزی از پادکست رخ


 پادکست رخ در شبکه های اجتماعی

یوتیوب رخ

سایت رخ

اینستاگرام جدید پادکست رخ

توییتر پادکست رخ

تلگرام پادکست رخ

 

منابع

کتاب ایران برآمدن رضاخان نوشته سیروس غنی

کتاب رضاشاه از تولد تا سلطنت نوشته دکتر نیازمند

کتاب رضاشاه از سقوط تا مرگ نوشته دکتر نیازمند

کتاب رضاشاه : خاطرات سلیمان بهبودی شمس پهلوی و علی ایزدی

کتاب شترها باید بروند نوشته سر ریدر بولارد و سر کلارمونت اسکراین

کتاب تاریخچه بریگاد و دیویزیون قزاق نوشته محسن میرزایی

کتاب حیات یحیی نوشته یحیی دولت آبادی

کتاب تاریخ بیست ساله ایران نوشته حسین مکی

کتاب روز شمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي نوشته باقر عاقلی

کتاب رضاشاه نوشته صادق زیباکلام

کتاب درآخرین روزهای شاه نوشته ریچارد استوارت

کتاب رضاشاه و شکل گیری ایران نوین نوشته استفانی کرونین

کتاب بازیگران عصر طلایی نوشته ابراهیم خواجه نوری

کتاب ایران بین دو انقلاب نوشته یرواند آبراهامیان

کتاب کودتاهای ایران نوشته سهراب یزدانی

اسناد وزارت خارجه انگلیس در خصوص ایران

.


Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

سوالات و پاسخ‌های این قسمت

19 سوال
عالی
چگونه دو جریان کودتا در سوم اسفند ۱۲۹۹ به رهبری رضاخان و سیدزیا پیش رفتند؟

ما دو تا جریان مهم کودتا را داریم بررسی می‌کنیم که هم‌زمان دارد پیش می‌رود ولی هنوز به هم نرسیده. اولی آیرون‌سایدی است که رضاخان را به عنوان نجات‌دهنده و گزینهٔ نظامی کودتا مدنظر دارد و خود رضاخان هم مثل خیلی‌های دیگر نقشه‌هایی در سر دارد که با کمک آیرون‌ساید دارد نقشه‌هایش را پیش می‌برد. دومین جریان هم به آقای نورمن وزیرمختار انگلیس اختصاص دارد، که ایشان سیدزیا را به عنوان گزینهٔ نجات‌دهنده مدنظر دارد، و سیدزیا هم آمادگی هر کاری که به او بسپارند را دارد. در نهایت این دو جریان موفق شدند کودتای سوم اسفند هزار و دویست و نود و نه را رقم بزنند و نیروهای قزاق به رهبری رضاخان توانستند بدون هیچ مقاومت قابل ذکری تهران را تصرف کنند.

عالی
چگونه آیرونساید و دیگر گروه‌های سیاسی در ایران به کودتا فکر کردند؟

آیرونساید، وقتی اوضاع ایران را دید، مثل خیلی‌های دیگر، به این فکر افتاد که اوضاع ایران درست نمی‌شود مگر اینکه طی یک کودتا یک نظامی پرقدرت بیاید سر کار که بتواند همه چیز را تحت کنترل خودش بگیرد. گفتیم که این طرز تفکر خاص آقای آیرونساید نبود و طی بررسی که کردیم متوجه شدیم که اغلب گروه‌های سیاسی و تشکل‌های مختلف به نوعی فکر کودتا در سرشان بود.

عالی
چرا کلونل پسیان در خراسان علیه قوام و دولت مرکزی ایران قیام کرد و چه سرنوشتی پیدا کرد؟

کلونل پسیان که دشمنی دیرینه‌ای با قوام داشت زیر بار دستورهای قوام نرفت، یعنی در اصل زیر بار دستورهای دولت مرکزی ایران نرفت. بیرجندی‌ها، باخرزی‌ها، کلونل را کله‌پا کردند و همین اتفاق هم افتاد. کلونل مهم‌متقی پسیان توی زد و خوردهایی که صورت گرفت کشته شد و تعدادی از طرفدارانش در ملأ عام اعدام شدند. اینجا کارش تمام شد و خراسان تحت نفوذ دولت مرکزی قرار گرفت.

عالی
چرا احمدشاه پس از برکناری سید ضیاء به قوام‌السلطنه به عنوان نخست‌وزیر مراجعه کرد؟

بعد از برکناری سید ضیاء، احمدشاه رفت سراغ پیرنیا و مصطفی‌الممالک که یکی از آن‌ها قبول مسئولیت کنند و نخست‌وزیر بشوند. اما هیچ‌کدامشان قبول نکردند و بناچار احمدشاه رفت سراغ گزینه‌ی سوم. گزینه‌ی سوم یکی از سرسخت‌ترین مخالف‌های سید ضیاء و شاید سرشناس‌ترین کسی بود که توی مدت صد روز در بازداشت به سر می‌برد. آقای قوام‌السلطنه. قوام از رجال با تجربه و ثروتمندی بود که قبل از به قدرت رسیدن سید ضیاء والی خراسان بود. اما بعدش سید ضیاء دستگیرش کرد و انداختش زندان. هرچند دامن قوام از تهمت فساد پاک نبود، اما مدیریت و کاراییش در والی‌گری خراسان بود. مدیریت و کاراییش در والی‌گری خراسان حسابی مشهورش کرده بود. در ایالتی که از سمت شمال هم‌مرز جمهوری‌های تازه‌تأسیس شوروی بود و در شرقش افغانستان ناآرام حضور داشت، قوام توانسته بود آرامش را برقرار کند.

عالی
چرا سیدزیا در خرداد ۱۳۰۰ مجبور به استعفا شد؟

با این حساب هنوز ماه سوم صدارت سیدزیا به پایان نرسیده بود که جبهه‌ی بزرگی از مخالفان در برابرش ایستادند و در روز چهارم خرداد هزار و سیصد، ضربه‌ی نهایی را به او وارد کردند. احمدشاه با حمایت اطرافیانش که مصمم به عزل سیدزیا بودند، پیام برکناری سیدزیا را توسط رضاخان به او ابلاغ کرد. رضاخان از سیدزیا خواست که استعفا دهد و کشور را ترک کند و سیدزیا هم که دیگر هیچ حامی را در اطراف خودش نمی‌دید، برای حفظ جانش که شده استعفا داد و بیست و پنج هزار تومان خرجی از سفرش را گرفت و رفت و سمت شمال ایران و از آنجا هم از مرز خارج شد.

عالی
چگونه رضاخان توانست در نظام قزاق‌ها پیشرفت کند و به نام «رضا ماکسیم» مشهور شود؟

ده سالش که بود وارد غذاخوری شد و با نظم و قدرت و اسلحه آشنا شد و توانست که پله‌پله در نظام پیشرفت کند. تا همان دوران با توجه به مهارتش در کار با مسلسل‌های ماکسیم در غذاخوری به نام رضا ماکسیم مشهور شد.

عالی
چرا مصطفی در مجلس استعفا داد و چه واکنشی به انتقادهای شیخ حسن مدرس نشان داد؟

روز استیضاح مصطفی، مدرس آمد و انتقادهایی از سیاست خارجی دولت کرد و یک سری کلی‌گویی‌ها کرد. و مصطفی خودش استعفا داد و در سخنرانی بسیار مشهوری خطاب به مدرس در مجلس گفت که «توی این ایام کسی باید سر کار بیاید که آجیل بگیرد و آجیل بدهد!» «من که آجیل‌گیر نیستم و به کسی آجیل نمی‌دهم، اصرارم به ماندن ندارم!» بعد هم مجلس را ترک کرد و رفت!

عالی
چرا دولت جدید سیدزیا با مشکلات زیادی در اداره کشور مواجه شد؟

با این رساف کوهی از مشکلات مرتبط با ناامنی روی دوش دولت جدید سیدزیا سنگینی می‌کرد. دولتی که در آن نود درصد اعضای کابینه‌اش اصلاً سابقه‌ای وزارت نداشتند و همه آدم‌های جدید بودند و خب یک‌شبه هم به قدرت رسیده بودند. نه سیدزیا برنامه‌ی خاصی برای اداره‌ی مملکت داشت نه وزراش.

عالی
چرا حکومت سید ضیاء پس از کودتا با مشکلات امنیتی فراوانی مواجه شد؟

با این رسالت کوهی از مشکلات مرتبط با ناامنی روی دوش دولت جدید سید ضیاء سنگینی می‌کرد. وقتی که در تهران کودتا شد، کودتا از پشتیبانی جمعی از روشنفکران و تجار و ملاکین برخوردار بود. اما با این حال، در بیشتر نقاط کشور، دولت جدید کودتا هیچ تسلطی روی اعضا نداشت. میرزا کوچک‌خان و طرفدارانش، به علاوه بلشویک‌هایی که در آذربایجان بودند، اینان نه تنها هیچ حمایتی از کودتا نکردند، بلکه علیه کودتا مبارزه هم کردند.

عالی
چه تفاوتی در میزان نفوذ حکومت مرکزی سید ضیاء در مناطق مختلف ایران پس از کودتا وجود داشت؟

در بیشتر نقاط کشور، دولت جدید کودتا هیچ تسلطی روی اعضا نداشت. در دورانی که اقتدار دولت از مرزهای تهران آن‌طرف‌تر توانست برود، در خیلی از مناطق کشور که تحت کنترل حاکم‌های محلی قرار داشت، هیچ استقبالی از کودتا نشد. مناطق زیاد دیگری هم در ایران بودند که حکومت مرکزی رویشان نفوذی نداشت. خان‌های ترکمن در استرآباد، اقبال و سلطنه‌ی ماکویی در شمال غربی آذربایجان، قبیله شاه‌سوند در اردبیل و دشت مغان، کردها به سرکردگی سردار رشید در قسمت‌هایی از غرب ایران و راسای ایلات سنجاب و کلهر در کرمانشاه، این‌ها از اقتدار حکومت مرکزی خارج بودند. مناطق مرکزی ایران هم تحت کنترل خانه‌های بختیاری و جنوب هم جولانگاه قشقایی‌ها بود. بهرام‌خان و دوست محمدخان سران ایل بلوچ بر جنوب شرقی ایران حکمرانی می‌کردند و شیخ‌خزعل هم که دیگر نگهم، شیخ‌خزعل بی‌رقیب و مقتدر بر خوزستان حکمرانی می‌کرد.

عالی
چرا حسن پیرنیا در سال ۱۳۰۱ از سمت نخست‌وزیری استعفا داد؟

رضاخان به پیرنیا گفت که با این حساب، من دیگر در جلسات کابینه شرکت نمی‌کنم. می‌دانیم دیگر، رضاخان وزیر جنگ بود و قدرت زیادی داشت و همین تهدیدش کافی بود که فشارها روی پیرنیا بیشتر شود و با توجه به این فشارها، سرانجام در روز بیست و هفت اردیبهشت هزار و سیصد و یک، پیرنیا استعفا داد. این در حالی بود که شاه از پاریس به پیرنیا تلگراف زد و گفت که سر کارت بمان، تعدادی از نمایندگانم پشتش بودند، اما حسن پیرنیا تصمیم گرفت که دیگر با این شرایط به کار ادامه ندهد و استعفا داد.

عالی
چرا سیدزیا در چهار روز اول به قدرت رسیدنش هشتاد نفر از سران سیاسی قاجار و روزنامه‌نگاران را بازداشت کرد؟

تو اینکه خیلی از این متهم‌ها به شکل‌های مختلفی داشتن اموال مملکت را می‌چاپیدند شکی نیست، اما هیچ دلیل و سند مشخصی هم برای دستگیری‌شان ارائه نشد، همه را همین‌طوری فله‌ای بازداشت کردند. از همه بدتر که سیدزیا آمد گفت متهم‌های بازداشت‌شده می‌توانند چهار میلیون تومان بدهند و آزاد شوند. چهار میلیون تومان خیلی پول بود، خیلی زیاد بود. یادمان باشد که در زمان شاه ایران ماهی پانزده هزار تومان از سفارت انگلیس می‌گرفت. حالا فکر کن چهار میلیون چه قضیه‌ای بوده؟ تا سه‌بعدی سیدزیا آمد نصفش کرد گفت خب، اشکال نداشت. زیا آمد نصفش کرد گفت خب اشکال ندارد دو میلیون بدهید آزاد شوید اما باز هم مبلغ خیلی زیاد بود. از آن طرف هم مردم می‌گفتند که مگر این‌ها را به عنوان مبارزه با فساد و پولشویی نگرفتیم پس چرا می‌توانند پول بدهند آزاد شوند؟ مثل اینکه هدف رئیس دولت بیشتر سرکیسه کردن اشراف و برقراری عدالت بود.

عالی
چرا قوام‌السلطنه در خرداد سال ۱۳۰۱ با رضاخان به مشکل خورد؟

مهم‌ترین مشکل قوام این بود که رضاخان برای برقراری نظم و امنیت در ایران در خیلی جاها حکومت نظامی می‌کرد که این موضوع باعث ناراحتی و نارضایتی مردم شده بود و ملت مسئولیت این کار را از چشم دولت و رئیس دولت می‌دیدند. قوام هم خیلی موافق این موضوع نبود ولی زورش نمی‌رسید که بخواهد به وزیر جنگش چیزی بگوید.

عالی
چرا به دولت پیرنیا لقب «دولت محلل» داده شد و این واژه چه معنایی در فقه اسلام دارد؟

برای آن دوست‌هایی که نمی‌دانند محلل به چه معنی است باید بگویم که در فقه اسلام، اگر یک مردی سه بار زنش را طلاق بدهد دیگر نمی‌تواند با او ازدواج کند. راه‌چاره این است که آن زن برود با یک مرد دیگر ازدواج کند و با او آمیزش داشته باشد و بعد از او طلاق بگیرد تا دوباره بتواند با مرد اولی ازدواج کند. پس محلل به کسی می‌گویند که با زن سه طلاقه ازدواج می‌کند و طلاقش می‌دهد تا آن زن برای همسر سابقش حلال شود. در دنیای سیاست آن زمان این واژه را به تعنه برای کابینه‌ی پیرنیا استفاده می‌کردند. در واقع کابینه‌ی پیرنیا نقش محلل را بازی کرد تا راه برای نخست‌وزیری مستقیم خود رضاخان هموار شود.

عالی
کدام دو جریان مهم در کودتای سوم اسفند هزار و دویست نود و نه نقش داشتند؟

پس ما دو تا جریان مهم کودتا را داریم بررسی می‌کنیم که همز‌مان داره پیش می‌رود ولی هنوز به هم نرسیده. اولیش آیرون‌سایدی که رضاخان را به عنوان نجات‌دهنده و گزینه‌ی نظامی کودتا مدنظر داره و خود رضاخان هم مثل خیلی‌های دیگر نقشه‌های در سر داره که با کمک آیرون‌ساید داره نقشه‌هاشو پیش می‌بره. دومین جریانم به آقای نورمن وزیرمختار انگلیس اختصاص دارد، که ایشون سیدضیا را به عنوان گزینه‌ی نجات‌دهنده مدنظر دارد، و سیدضیا هم آمادگی هر کاری که بهش بسپارند را دارد. این در حالی بود که در لندن، وزیر امور خارجه انگلیس و دولت این کشور، هیچ اطلاعی از اتفاقات نداشتند. این دو جریان موفق شدند کودتای سوم اسفند هزار و دویست و نود و نه رو رقم بزنند و نیروهای قذاق به رهبری رضاخان تونستند بدون هیچ مقاومت قابل ذکری تهران را تصرف کنند.

عالی
چگونه لورین توانست نگرش لندن را نسبت به سیاست انگلیس در ایران تغییر دهد؟

لورین نه تنها توانست ارزیابی دقیق‌تر و واقع‌بینانه‌تری از اوضاع ایران پیدا کند، بلکه برخلاف نورمن، موفق شد به لندن بقبولونه که دیگه نمی‌شود سیاست گذشته را ادامه داد. اوضاع فرق کرده و باید ما هم سیاستمون تغییر کنه.

عالی
چرا رضاخان پس از کودتا تمرکز خود را بر سرکوب قشقایی‌ها و شیخ‌خزعل در جنوب ایران گذاشت؟

اما با این حال، آن خیلی خوب می‌دونست که هنوز نصف راه را رفته و نیمه‌ی جنوبی ایران هنوز دست‌نخورده باقی‌مانده و دولت و ارتش ایران تسلطی روشون ندارد. پس تمرکز سردارسپه رفت به سمت جنوب ایران. از اینجا به بعد مسیله‌ی اصلی برای رضاخان، زیر فر‌مان بردن قشقایی‌ها در فارس و اختیاری‌ها در مرکز و جنوب غرب و بالاخره و از همه مهم‌تر، عشایر عرب و شیخ‌خزعل در خوزستان بود. شیخ‌خزعلی که هیچ‌کدام از دولت‌هایی که سر کار می‌آمدند، فکرش هم نمی‌کردند که بخوان جلوش وایسن.

عالی
چرا اختلاف بین رضاخان و سیدضیا بر سر استخدام افسرهای انگلیسی در ارتش به وجود آمد؟

سیدضیا تصمیم گرفته بود که برای جلب رضایت انگلیس، یه سری افسرهای انگلیسی برای ارتش استخدام کنه، و می‌دونست که رضاخان با این کار مخالفه، برای همینم، روز اول اردیبهشت هزار و سیصد، بیست نفر از افسرهای انگلیسی که سیدضیا استخدامشون کرده بود، بدون اطلاع رضاخان اعزام شدن به قزوین. رضاخان علنا گفت که افسرهای انگلیسی را به کار نمی‌گیره که هیچ … تازه، چندتاییم که از قبل تو قذاق خونه ماندن هم بیرون می‌کنه. رضاخان اینطور استدلال کرد که مردم استخدام افسرای انگلیسی را تلاش تازه‌ای برای تجدید قرارداد هزار و نهصد و نوزده می دونند و این موضوع را برنمی‌تابند.

عالی
چرا مجلس چهارم پس از کودتای اسفند 1299 توانست دوباره شروع به کار کند؟

بعد کودتای اسفند 1299 و بیانیه سید ضیاء و اظهارات رضاخان، زمانی که مشخص شد که دیگر فاتحهٔ قرارداد هزار و نهصد و نود خوانده شده، اوضاع کمی آرام شد و مجلس بعد از شش سال دوباره توانست شروع به کار کند.