داستان زندگی رضاشاه قسمت چهارم
1:26:43
داستان زندگی رضاشاه، قسمت سوم
اپیزود شماره 136
پادکست رپاپ، لینک کست باکس
لینک حمایت مالی ریالی و ارزی از پادکست رخ
پادکست رخ در شبکه های اجتماعی
منابع
کتاب ایران برآمدن رضاخان نوشته سیروس غنی
کتاب رضاشاه از تولد تا سلطنت نوشته دکتر نیازمند
کتاب رضاشاه از سقوط تا مرگ نوشته دکتر نیازمند
کتاب رضاشاه : خاطرات سلیمان بهبودی شمس پهلوی و علی ایزدی
کتاب شترها باید بروند نوشته سر ریدر بولارد و سر کلارمونت اسکراین
کتاب تاریخچه بریگاد و دیویزیون قزاق نوشته محسن میرزایی
کتاب حیات یحیی نوشته یحیی دولت آبادی
کتاب تاریخ بیست ساله ایران نوشته حسین مکی
کتاب روز شمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي نوشته باقر عاقلی
کتاب رضاشاه نوشته صادق زیباکلام
کتاب درآخرین روزهای شاه نوشته ریچارد استوارت
کتاب رضاشاه و شکل گیری ایران نوین نوشته استفانی کرونین
کتاب بازیگران عصر طلایی نوشته ابراهیم خواجه نوری
کتاب ایران بین دو انقلاب نوشته یرواند آبراهامیان
کتاب کودتاهای ایران نوشته سهراب یزدانی
اسناد وزارت خارجه انگلیس در خصوص ایران
.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
پس ما دو تا جریان مهم کودتا را داریم بررسی میکنیم که همزمان داره پیش میرود ولی هنوز به هم نرسیده. اولیش آیرونسایدی که رضاخان را به عنوان نجاتدهنده و گزینهی نظامی کودتا مدنظر داره و خود رضاخان هم مثل خیلیهای دیگر نقشههای در سر داره که با کمک آیرونساید داره نقشههاشو پیش میبره. دومین جریانم به آقای نورمن وزیرمختار انگلیس اختصاص دارد، که ایشون سیدضیا را به عنوان گزینهی نجاتدهنده مدنظر دارد، و سیدضیا هم آمادگی هر کاری که بهش بسپارند را دارد. این در حالی بود که در لندن، وزیر امور خارجه انگلیس و دولت این کشور، هیچ اطلاعی از اتفاقات نداشتند. این دو جریان موفق شدند کودتای سوم اسفند هزار و دویست و نود و نه رو رقم بزنند و نیروهای قذاق به رهبری رضاخان تونستند بدون هیچ مقاومت قابل ذکری تهران را تصرف کنند.
لورین نه تنها توانست ارزیابی دقیقتر و واقعبینانهتری از اوضاع ایران پیدا کند، بلکه برخلاف نورمن، موفق شد به لندن بقبولونه که دیگه نمیشود سیاست گذشته را ادامه داد. اوضاع فرق کرده و باید ما هم سیاستمون تغییر کنه.
اما با این حال، آن خیلی خوب میدونست که هنوز نصف راه را رفته و نیمهی جنوبی ایران هنوز دستنخورده باقیمانده و دولت و ارتش ایران تسلطی روشون ندارد. پس تمرکز سردارسپه رفت به سمت جنوب ایران. از اینجا به بعد مسیلهی اصلی برای رضاخان، زیر فرمان بردن قشقاییها در فارس و اختیاریها در مرکز و جنوب غرب و بالاخره و از همه مهمتر، عشایر عرب و شیخخزعل در خوزستان بود. شیخخزعلی که هیچکدام از دولتهایی که سر کار میآمدند، فکرش هم نمیکردند که بخوان جلوش وایسن.
سیدضیا تصمیم گرفته بود که برای جلب رضایت انگلیس، یه سری افسرهای انگلیسی برای ارتش استخدام کنه، و میدونست که رضاخان با این کار مخالفه، برای همینم، روز اول اردیبهشت هزار و سیصد، بیست نفر از افسرهای انگلیسی که سیدضیا استخدامشون کرده بود، بدون اطلاع رضاخان اعزام شدن به قزوین. رضاخان علنا گفت که افسرهای انگلیسی را به کار نمیگیره که هیچ … تازه، چندتاییم که از قبل تو قذاق خونه ماندن هم بیرون میکنه. رضاخان اینطور استدلال کرد که مردم استخدام افسرای انگلیسی را تلاش تازهای برای تجدید قرارداد هزار و نهصد و نوزده می دونند و این موضوع را برنمیتابند.