چرا رضاخان اصرار داشت که شیخ ازعل را به تهران ببرد و چه اقداماتی برای این کار انجام داد؟
پاسخ
رضاخان میترسید که برگردد به تهران و دوباره ازعل بشود همان ازعل قبلی و دوباره همان آش و همان کاسه. برای همین هم بهش پیشنهاد داد که با احترام پیش و همراه من بیا بریم تهران. اما به شیخ ازعل قبول نکرد که برگردد. بعدش رضاخان آمد به انگلیسیها را واسطه کرد که شیخ را راضی کنند برود تهران، ولی باز هم نشد که بشود. راهحل چی بود؟ در اردیبهشت سال هزار و سیصد و چهار، به دستور رضاخان، سرتیپ زاهدی، بدون اطلاع انگلیسیها رفت خوزستان و خودش رساند به کشتی تفریحی شیخ ازعل، و شیخ را دزدید و آوردش تهران.
این پاسخ مفید بود؟