چرا رابطه هدایت با حزب توده به یک جنگ خاموش تبدیل شد؟
پاسخ
آنقدر از این ماجرای توده متنفر شده بود که یک روز به دوستش میگوید، شما میخواهید ایران را به یکی از ایالاتهای شوروی تبدیل کنید و اسمش را هم بزنید، ایرانستان. خلاصه، یک جنگ خاموش بین هدایت و حزب توده شروع شده بود. جنگی که هم رفاقتهایش را از بین برد هم آخرین پناه فکری هدایت را. وقتی هم از حزب توده برید، دوباره در درونش یک خلأ بزرگی کرد. چون میدید که دوستهایش حالا درست یا غلط، حداقل یک آرمانی دارند که هر روز به آن بیدارند، هدفی که به زندگیشان معنا بدهد. اما خودش حالا حتی این آرمان را هم از خودش گرفته بود. هدایت انگار با هر عقیدهای که رنگ سیاست داشت سر ناسازگاری پیدا میکرد.
این پاسخ مفید بود؟
