دامپروری
سوالات و پاسخها از پادکستهای فارسی
یک شکارورز گردآورنده صبح خودش را احتمالا با خوردن مقداری از صدفها، چند نوع ماهی، قارچ، نوعی از گیاهان شروع میکرده، احتمالا در مسیر شکاری که میرفته، دانهها و مغزهای خوراکی را جمعآوری میکرده، میوههای وحشی را میخورده، چه بساکه از حشراتی که پروتئین بالایی داشتند استفاده میکرده، از گوشت و پروتئین خزندگان کوچک استفاده میکرده، میتوانسته خرگوشی را شکار بکند، پروتئین لازم برای ناهار خودش را فراهم بکند، مجددا قارچ، برخی از گیاهان، مغزها، دانهها، توتهای وحشی، و این رژیم غذایی متنوع خودش را میتوانسته تا زمانی که محیط بهش اجازه بده، حفظ بکند. اما بریم سراغ آن کشاورز دامپرور، آن غذای خودش را از کجا تأمین میکرده؟ با توجه به ذخیرهسازی که در مورد غلات انجام میداده، یک چیزی مثل گندم و جو کوبیدهشدهی مخلوط شده با آب یا شیر حیوانات میخورده، یک چیزی شبیه حلیم امروزی خودمان، پروتئین آنقدر نداشته که یعنی نمیتوانسته لزوما از دامهای خودش به صورت مداوم به عنوان غذا استفاده بکند چون بیشتر دامها کاربردهای جنبی داشتند تا خود پروتئین، یعنی پشمشان، شیرشان و تولید مثل که میگردند به عنوان یک سرمایه و دارایی خیلی مهم بودند.
کسانی که این تجربه را داشتند که با عشایر زندگی کنند، کوچ کنند یا در کنار روستاییان باشند، که معیشتشان بر دامپروری استوار است، میبینند که اینها هر شب کباب نمیخورند، بلکه در مراسم عزا و عروسی این کار را انجام میدهند، و اتفاقاً رژیم غذاییشان بیشتر بر لبنیات و نان و برنج و چیزهای دیگری استوار است تا پروتئین، به خاطر اینکه این دامها، انقدر کاربریهای متفاوت داشتند از فراهم کردن پشم و شیر و چیزهای دیگر، که به صرفهی اقتصادی نبوده و نیست که بخواهند خودشان ذبح شوند، در مواردی ذبح میشدند، در مواردی دامهای نر و پیر ذبح میشدند ولی در بیشتر موارد ما شاهد هستیم که اینها نگهداری میشدند، تبادل میشدند و به عنوان یک پول رایج در ابتدای دوران یکجانشینی و کشاورزی مورد استفاده قرار میگرفتند.
با ورود دامداری به ویژه پرورش گاو برای گوشت، شیر و نیروی کار حوزهی اصلی تولید به سمت مردها منتقل میشود چون کارهای مرتبط با چراندن و شخم زدن معمولاً با عنوان کارهای مردانه سازماندهی شدند. اینجا باعث شد که کنترل منابع اصلی غذایی و دارایی، یعنی همان گلهها، بیشتر در دست مردان قرار بگیرد. این باعث شد که نقش زنان در تولید غذا تغییر پیدا بکند.