رضا شاه
سوالات و پاسخها از پادکستهای فارسی
بعد از تولد رضا، زندگی برای نوشافرین و برادرش در دهکدهٔ دورافتاده و بین آدمهایی که چشم دیدنش را نداشتند سختتر هم شد، نوشافرین تصمیم گرفت که همراه با نوزادش برگردد به تهران. نوشافرین بچهاش را در اواخر زمستان به دنیا آورد و با رسیدن بهار دیگر تحمل ماندن در آلاشت را نداشت و در اولین فرصت و با حرکت اولین کاروان به سمت تهران، نوشافرین نوزاد چهلروزش را برداشت و همراه کاروان به تهران شد.
رضا شاه جواب داد که مردهپرستی را بگذارید کنار. باید این قبرستان که مادر من هم توش دفن است تبدیل به پارک بشود و خب همین اتفاق هم افتاد.
رضا شاه، بنیانگذار سلسله پهلوی، کمتر از یک ماه بعد از اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس، از پادشاهی ایران استعفا میدهد. در همهی مطبوعات وقت اینطور اعلام میکنند که برای جلوگیری از خونریزی بیشتر، رضا شاه از سلطنت کنارهگیری و ایران را ترک میکند و تبعید میشود.
محمدرضا تو اوضاعی کشور را به دست میگیرد که کل مملکت به طور کامل تحت اشغال متفقین بود و کمبود کالاهای اساسی و مواد غذایی در کشور بیداد میکرد. وقتی جنگ جهانی تمام میشود، نیروهای متفقین کشور را ترک میکنند. اما سربازهای شوروی همچنان تو تبریز میماندند. آنها میخواستند به کمک فردی به اسم جعفر پیشوری، کار را یکسره کنند و تبریز را از ایران جدا کنند.
رضاخان که خودش از دل ارتش بلند شده بود خیلی زود تصمیم گرفت که این وضعیت را تغییر بده. همین شد که اومد آموزش نظامی را از نو سازماندهی کرد و مدرسهی نظام و دانشکدهی افسری را بر اساس الگوهای ارتشهای اروپای گسترش داد. همزمان، گروههای از افسرای جوون هم برای تحصیل علوم نظامی اعزام کرد به اروپا. اما مهمترین اصلاح نظامی رضا شاه، تصویب قانون نظاموظیفهی عمومی بود. با اجرای این قانون، خدمت سربازی برای مردهای جوون اجباری شد و دولت تونست برای اولین بار یه ارتش سراسری و منظم تشکیل بده.
کرایه حملهبار اول سی درصد افتاد چهل درصد افتاد هفتاد و پنج درصد هشتاد درصد بین همین دورهای که رضا شاه پادشاه اداره میکند کرایه حملهبار آمد پایین چون اعتبار بخشهای مختلف کشور با هم برقرار شد جا به جای نسبتاً بهتر و سریعتر شد نسبت به قبل، ارزانتر از قبل شد و از همه مهمتر که امن شد، هم جا به جای کالا هم جا به جای انسان، و این خوب یک قدم بسیار لازمی بود برای اینکه ایران بخواهد از عقبماندگی خارج شود. این گامهای اولیه که برداشته شد، یکخورده شرایط آمادهتر شد برای توسعه، در واقع دولت شد حالا موتور توسعه.
ایران خیلی عوض شده حتما در دوره رضا شاه، حتما کسی که در زندگی خودش ایران قبل از رضا شاه و بعد از رضا شاه را دیده باشد، تفاوت شگفتانگیزی دیده، هم از نظر ساختمان و راه و پل و جاده و کارخانه و هم از نظر قدرت پیدا کردن دولت، از اینکه از آن حالت ممالک محروسهی ایران خارج شود، شبیهتر شود به دولت ایران، به کشور ایران. و در این مسیری که رضا شاه میرود، درآمد نفت بسیار کمک زیادی به او میکند. با اینکه سهم ایران از درآمد نفت خیلی کم است آن موقعها، و آن سهم کم را هم دیدیم، میدانیم، خیلی دیر میدهند، به زور میدهند، به زور باید گرفت واقعاً. ولی همان سهم کم در دست کسی مثل رضا شاه کمک زیادی کرد به تغییر کشور و به جلو بردنش در مسیر توسعه.
همین اندازهاش، وجود داشتنش و اندازهی بزرگش باعث میشد که خیلیها دست بردارند. فاصلهی کشوری که ارتش ندارد اصلاً، و کشوری که ارتش شکلگرفته یک برتری دارد، فاصلهی خیلی زیادتری، فاصلهی بزرگی است که این کار بسیار لازمی است که باید انجام میشد و انجام شد. حتی منتقدین رضا شاه، مثل مدرس، مثل مصدق، مثل تقیزاده، حتی اینها سر این قضایا ازش تقدیر کرده بودند.
هر کس به دلیل یا به بهانهای، به خاطر نگرانیهایی که رضا شاه داشت، که البته همیشه نگرانیها بیپایه نبود، یکسره بیپایه نبود ولی به حال این بدبینی بود و خودرایی بود و ترس بود، ترسی که افتاد تو دل اطرافیانش که این هر چه به سمت پایان حکومتش داریم میآییم این بیشتر و بیشتر و بیشتر شد. همه چیز متکی بود به خودش. همه چیز خودش بود چون همه حذف شده بودند.
دلیلش این نیست که اینها سرکوب را ندیدند، اینها دیدند سرکوب را، منتها سرکوب را دیدند قبلش را هم دیدند زندگی کردند که چه اوضاع پرآشوب و پررج و مرجی بود بعد از مشروطه. این است که اینها به آن وضعیت، آنقدر که شما الان با فاصله اعتراض میکنید اعتراض نمیکردند.