پرش به محتوای اصلی

مدرس

سوالات و پاسخ‌ها از پادکست‌های فارسی

چرا سیلی خوردن مدرس باعث شد که او جسورتر شود و چه نتیجه‌ای در مجلس داشت؟

خبر سیلی خوردن مدرس، مثل باد تو شهر پیچید. کتک خوردن یک روحانی محبوب و شناخته‌شده، آن هم وسط مجلس، عموم مردم را عصبانی کرد... این اتفاق مدرس را جسورتر کرد. حالا دیگر، او تنها نبود و یک جمعیتی را پشتش داشت. مدرس به آن دسته از نماینده‌هایی که خیلی هم از جمهوری مطمئن نبودند هشدار داد که، اگر امروز به اسم جمهوری همه چیز را بدهیم دست یک نفر، فردا از مشروطه فقط اسمش می‌ماند. بعد هم خطاب به نماینده‌ها گفت، حداقل کاری که می‌توانید بکنید این است که از مجلس خارج شوید تا مجلس از حد نصاب بیفتد. این تاکتیک مدرس جواب داد و روز سی‌ام اسفند، مجلس از حد نصاب افتاد و تعطیل شد.

چرا ورود رضاخان به صحنه درگیری‌های اعتراضات در مجلس به یک تصمیم اشتباه تبدیل شد؟

رضاخان سوار کالسکه شد و با چند سوار نظام به سمت بهارستان رفت. او فکر می‌کرد که با حضورش و با قدرت نظامی و زور می‌تواند اعتراضات را جمع کند. اما جمعیت راه را به روی کاروان او بست و بعداً شروع کرد به سنگ زدن به سمت کالسکه‌ی رضاخان. سربازان برای باز کردن مسیر با قنداق تفنگ و سرنیزه به مردم حمله کردند و با معترضین درگیر شدند و در درگیری‌ها چندین نفر مجروح شدند. صحنه‌ای که قرار بود نمایش اقتدار رضاخان باشد، تبدیل شد به یک ضد تبلیغ بزرگ. آمدن رضاخان به صحنه‌ی درگیری تصمیم اشتباهی بود. حالا هم که آمده بود به جای اینکه سیاست به خرج دهد و از فرصت استفاده کند و بیاید وسط مردم و با آنها صحبت کند و حتی اعتراضات را به نفع خودش مصادره کند، با عصبانیتی کنترل نشده دستور داد که با زور و کتک معترض‌ها را متفرق کنند. با این کار برای اولین بار بخشی از حیثیت اجتماعی سردار سپه ترک برداشت و تصویری که از سردار نظم و امنیت در ذهن مردم نقش بسته بود لکه‌دار شد و شعارهای تندی هم علیه رضاخان شنیده شد، چیزی که تا آن روز سابقه نداشت.

چرا مدرس با دادن حق رأی به زنان مخالفت می‌کرد؟

مدرس گفت: وقتی شنیدم که می‌خوان به زن‌ها حق رأی بدهند، چهار ستون بدنم لرزید، خدا همچین قابلیتی را به این‌ها نداده که بخواهند حق انتخاب داشته باشند. اشکال بر کمیسیون این است که اسم نسوان را در منتخبین برد که از کسانی که حق انتخاب ندارند نسوان هستند. خداوند قابلیت در این‌ها قرار نداده است که لیاقت حق انتخاب داشته باشند گذشته از اینکه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام تحت قیمومیت‌اند. الرجالو قوامون علی النسا!

چگونه رضاخان توانست عنوان فرماندهی کل قوا را به دست آورد بدون مخالفت احمدشاه؟

مصدق گفت: اگر مجلس شورای ملی با استفاده از اختیارات قانونی که دارد قانوناً این اختیار را به شما بدهد، آن‌جوری دیگر احمدشاه نمی‌تواند اعتراض کند و نمی‌تواند قانوناً شما را از این مقام عزل کند. فقط مجلس این حق را پیدا می‌کند. ... رضاخان خیلی محرمانه و زیرپوستی رفت به دیدار سید حسن مدرس و با او آشتی کرد. ... حالا که خطری از جانب مدرس احساس نمی‌شد، وقتش بود که لایحه‌ی پیشنهادی مصدق، مبنی بر فرمانده کل قوا شدن رضاخان، برود به صحن مجلس. لایحه رفت مجلس و خیلی راحت هم رای آورد. در اواخر بهمن 1303، مجلس تصویب شد.

چرا وجود ارتش بزرگ در ایران در زمان رضا شاه اهمیت داشت؟

همین اندازه‌اش، وجود داشتنش و اندازه‌ی بزرگش باعث می‌شد که خیلی‌ها دست بردارند. فاصله‌ی کشوری که ارتش ندارد اصلاً، و کشوری که ارتش شکل‌گرفته یک برتری دارد، فاصله‌ی خیلی زیادتری، فاصله‌ی بزرگی است که این کار بسیار لازمی است که باید انجام می‌شد و انجام شد. حتی منتقدین رضا شاه، مثل مدرس، مثل مصدق، مثل تقی‌زاده، حتی این‌ها سر این قضایا ازش تقدیر کرده بودند.