پرش به محتوای اصلی

دانستنی‌های «رضاخان»

20 نتیجه بارگذاری شد
عالی
چگونه تیمورتاش در مراسم تاجگذاری رضاخان نقش داشت؟

تیمورتاش به قدری در کارهایش به جزییات توجه می‌کرد که حتی قبل از جشن تاجگذاری، برنامه تاجگذاری شاه‌های اروپایی را از سفیرهایشان گرفته بود تا یک مراسم درخور برای سلسله جدید تدارک ببیند. تاجی را که با سفارش و سلیقه خودش ساخته بود، در سینی زینتی بزرگ آورد و رضاخان خودش تاج را برداشت و روی سر گذاشت.

عالی
چگونه رضاخان در نبردهای کرمانشاه و همدان نقش نظامی و مراقبتی داشت؟

رضاخان جدایی از اینکه یکی از فرمانده‌های قشون به حساب می‌آمد، مأمور مراقبت از جان فرمانفرما هم شد. با توجه به دلاوری‌های رضاخان سی و پنج ساله در این جنگ، به پیشنهاد فرمانفرما، رضاخان یک درجه ترفیع گرفت و درجه‌اش از سلطان دوم شد سلطان اول که معادل سروان بود. یاور رضاخان در دورانی که در کرمانشاه خدمت می‌کرد چندین بار به مأموریت‌های جنگی مختلف اعزام شد و همیشه هم کارش را خوب انجام داد.

عالی
چگونه رضاخان در شکست ارشدالدوله در ورامین نقش مهمی ایفا کرد؟

در این سپاه دوم از جمله فرماندهان نظامی که دولت برای مقابله با ارشدالدوله فرستاده بود، رضاخانی بود که حالا با درجه‌ی سلطانی، با نیروهای تحت امرش، مسئولیت واحد مسلسل ماکسیم را بر عهده داشت. در این جنگ، نقش رضاخان در شکست ارشدالدوله خیلی مهم و ارزنده گزارش شده.

عالی
چرا نیروهای قزاق در انزلی شکست خوردند و چه عواملی در این شکست نقش داشتند؟

از دریا کشتی‌های روس به‌شان شلیک کرد، از آسمان انگلیسی‌ها به‌شان حمله کردند. من انگلیسی‌ها به‌شان حمله کردند که بعداً گفتند اشتباهی زدیم، از زمین هم جنگلی‌ها ریختند سرشان و در نهایت نیروهای قزاق مجبور شدند که با تلفات زیاد عقب‌نشینی کنند. رضاخان مقصر اصلی این شکست را فرمانده‌های روس می‌دانست. حتی شایع شده بود که استراسلسکی تو انزلی، دلش نیامده که با سربازهای هموطنش بجنگد. دلیلش هرچه که بود نتیجه‌اش شکست نیروهای دولتی قزاق و ناامیدی سربازها و درجه‌دارها از وضع موجود بود.

عالی
چرا احمدی جرات و جسارت شیر و دل سنگ داشت و چه نقشی در دوران رضاخان ایفا کرد؟

احمدی جرات و جسارت شیر و دل سنگ را داشت. سال‌ها با رضاخان همکاری کرد و در کودتای هزار و دویست و نود و نه، احمدی نزدیک‌ترین افسر به رضاخان بود و همچنین اولین افسر ایرانی بود که درجهٔ سپهبدی گرفت.

عالی
چرا رضاخان درخواست عنوان فرمانده کل قوا را از احمدشاه کرد؟

رضاخان برای این کارهایش برنامه داشت و چیزی نگذشته بود که از احمدشاه خواست که عنوانید. احمدشاه خواست که عنوان فرمانده کل قوا را بدهد بهش! قبلش تا حدودی اختیارات فرماندهی کل قوا را از شاه گرفته بود و الان می‌خواست خود عنوان را تمام اختیارات را بگیرد. فرمانده کل قوا همیشه شاه کشور بود و حالا رضاخان می‌خواست که خودش این عنوان را داشته باشد و اینطور استدلال کرد که حالا که نیروهای مستحکم صلح توسعه پیدا کرده و سازماندهی‌شده، من باید همان قدرتی را که سابقاً در قزاق‌خانه داشتم را بر ارتش نوین ایرانم داشته باشم. مگر قبلاً رئیس قزاق‌خانه نبودم، عنانم باید فرمانده ارتش و فرمانده کل قوا باشم.

عالی
چرا لورین به رضاخان توصیه کرد که بدون کسر شان خودش با او ارتباط بگیرد؟

آقای کرزن، وزیر امور خارجی انگلیس، به لورین دستور داد که با رضاخان ارتباط بگیرد و به او گفت که بدون اینکه کسر شان شود خودت با او ارتباط بگیر، خودت پا پیش بگذار. لورین هم همین کار را کرد و با رضاخان ارتباط گرفت و به لندن گزارش داد که با در نظر گرفتن اصل و نسب و پرورش نازل رضاخان، طبیعی است که او مردی تحصیل‌نکرده و کم‌سواد است، با این حال هیچ‌گونه بی‌نزاکتی از خود بروز نمی‌دهد، و غرور طبیعی فراوان دارد و در طرز بیان و در وجاهت او اعتماد به نفس دیده می‌شود؛ او به راستی خواهان اصلاحات است ولی به مجلس به چشم تحقیر می‌نگرد؛ او بیش از هر چیزی یک میهن‌پرست است.

عالی
چگونه دو جریان کودتا در سوم اسفند ۱۲۹۹ به رهبری رضاخان و سیدزیا پیش رفتند؟

ما دو تا جریان مهم کودتا را داریم بررسی می‌کنیم که هم‌زمان دارد پیش می‌رود ولی هنوز به هم نرسیده. اولی آیرون‌سایدی است که رضاخان را به عنوان نجات‌دهنده و گزینهٔ نظامی کودتا مدنظر دارد و خود رضاخان هم مثل خیلی‌های دیگر نقشه‌هایی در سر دارد که با کمک آیرون‌ساید دارد نقشه‌هایش را پیش می‌برد. دومین جریان هم به آقای نورمن وزیرمختار انگلیس اختصاص دارد، که ایشان سیدزیا را به عنوان گزینهٔ نجات‌دهنده مدنظر دارد، و سیدزیا هم آمادگی هر کاری که به او بسپارند را دارد. در نهایت این دو جریان موفق شدند کودتای سوم اسفند هزار و دویست و نود و نه را رقم بزنند و نیروهای قزاق به رهبری رضاخان توانستند بدون هیچ مقاومت قابل ذکری تهران را تصرف کنند.

عالی
چگونه اختلاف بین رضاخان و سیدزیا بر سر استخدام افسران انگلیسی در ارتش شکل گرفت؟

سیدزیا تصمیم گرفته بود که برای جلب رضایت انگلیس، یک سری افسر انگلیسی برای ارتش استخدام کند، و می‌دانست که رضاخان با این کار مخالف است، برای همین هم، روز اول اردیبهشت هزار و سیصد، بیست نفر از افسران انگلیسی که سیدزیا استخدامشان کرده بود، بدون اطلاع رضاخان اعزام شدند به قزوین. سیدزیا این کار را کرد که بگوید دیگر کار از کار گذشته و افسران انگلیسی آمده‌اند و باید کارشان را انجام دهند. اما رضاخان علناً گفت که افسران انگلیسی را به کار نمی‌گیرد که هیچ… تازه، چندتایی را که از قبل توی قضای خانه‌ماندنم بیرون می‌کند. رضاخان می‌گفت ما نه نیاز به سرباز و افسر داریم و این‌طور استدلال کرد که مردم استخدام افسران انگلیسی را تلاش تازه‌ای برای تجدید قرارداد هزار و سیصد و نوزدهمی می‌دانند و این موضوع را برنمی‌تابند.

عالی
چرا قوام‌السلطنه در خرداد سال ۱۳۰۱ با رضاخان به مشکل خورد؟

مهم‌ترین مشکل قوام این بود که رضاخان برای برقراری نظم و امنیت در ایران در خیلی جاها حکومت نظامی می‌کرد که این موضوع باعث ناراحتی و نارضایتی مردم شده بود و ملت مسئولیت این کار را از چشم دولت و رئیس دولت می‌دیدند. قوام هم خیلی موافق این موضوع نبود ولی زورش نمی‌رسید که بخواهد به وزیر جنگش چیزی بگوید.

عالی
چرا به دولت پیرنیا لقب «دولت محلل» داده شد و این واژه چه معنایی در فقه اسلام دارد؟

برای آن دوست‌هایی که نمی‌دانند محلل به چه معنی است باید بگویم که در فقه اسلام، اگر یک مردی سه بار زنش را طلاق بدهد دیگر نمی‌تواند با او ازدواج کند. راه‌چاره این است که آن زن برود با یک مرد دیگر ازدواج کند و با او آمیزش داشته باشد و بعد از او طلاق بگیرد تا دوباره بتواند با مرد اولی ازدواج کند. پس محلل به کسی می‌گویند که با زن سه طلاقه ازدواج می‌کند و طلاقش می‌دهد تا آن زن برای همسر سابقش حلال شود. در دنیای سیاست آن زمان این واژه را به تعنه برای کابینه‌ی پیرنیا استفاده می‌کردند. در واقع کابینه‌ی پیرنیا نقش محلل را بازی کرد تا راه برای نخست‌وزیری مستقیم خود رضاخان هموار شود.

عالی
چرا مجلس چهارم پس از کودتای اسفند 1299 توانست دوباره شروع به کار کند؟

بعد کودتای اسفند 1299 و بیانیه سید ضیاء و اظهارات رضاخان، زمانی که مشخص شد که دیگر فاتحهٔ قرارداد هزار و نهصد و نود خوانده شده، اوضاع کمی آرام شد و مجلس بعد از شش سال دوباره توانست شروع به کار کند.

عالی
چگونه رضاخان توانست امنیت را در مناطق مختلف ایران پس از کودتا برقرار کند؟

رضاخان توانسته بود به سه کم بر مناطق شمالی لرستان هم مسلط شود. رضاخان یک سال پس از کودتا توانسته بود بعد از سال‌ها در خراسان، مازندران، گیلان، آذربایجان و کردستان امنیت را مجدداً برقرار کند. اما با این حال، او خیلی خوب می‌دانست که هنوز نصف راه را رفته و نیمه جنوبی ایران هنوز دست‌نخورده باقی‌مانده و دولت و ارتش ایران تسلطی روی آن ندارند. پس تمرکز سردار سپه رفت به سمت جنوب ایران.

عالی
چگونه سردار سپه توانست نیروهای جنگلی را در گیلان شکست دهد؟

مقاومت قزاق‌ها نه‌تنها باعث توقف جنگلی‌ها در قزوین شد بلکه تلفات سنگینی هم به آن‌ها وارد کرد و جنگلی‌ها مجبور شدند که به سمت رشت عقب‌نشینی کنند. سردار سپه که نمی‌خواست فرصت را از دست بدهد، به سرعت دستور تعقیب میرزا و نیروهایش را داد و خودش هم به سمت گیلان حرکت کرد. در عواسط مرداد، سردار سپه دست به حمله‌ی شدیدتری زد و توانست رودسر و لنگرود دو پایگاه مهم جنگلی‌ها را به تصرف خودش دربیاورد. نیروهای رضاخان در هفته‌ی آخر مهر، توانستند رشت را هم بگیرند.

عالی
چرا رضاخان در نیمهٔ جنوبی ایران با بختیاری‌ها و ایالات جنوب مقابله کرد؟

حالا که نیروهای نظامی به لطف سردار سپه جمع گرفته بودند و قوام هم دوباره نخست‌وزیر شده بود، رضاخان توجهش را معطوف به جنوب ایران کرد و نیروهایش را برای مقابله با بختیاری‌ها و ایالات جنوب فرستاد به اصفهان. آقای لونین که منافع کشور انگلیستان را در خطر می‌دید به سردار سپه اعتراض کرد، اما رضاخان گفت که گوششان دیگر راهی اصفهان شده و کاریش هم نمی‌شود کرد. منتها، انگار رضاخان قدرت ایلات و عشایر را خیلی دست‌کم گرفته بود، چرا که گویا دولتانی رفته بود، چرا که قوای دولتی تو این مأموریت شکست خوردند و مجبور به عقب‌نشینی شدند.

عالی
چگونه رضاخان توانست ارتش ملی ایران را پایه‌گذاری کند؟

رضاخان رفت دنبال سازماندهی و فرماندهی نیروهای نظامی. اولش از احمدشاه خواست که آن را بکند فرماندهی لشکر قزاق، بعد از سیدزیا خواست که عنوان وزیر جنگ را به او بدهد. در مرحله‌ی بعدی، نیروهای ژاندارمری و نیروهای قزاق را درهم ادغام کرد و سنگ‌بنای یک ارتش ملی را پایه‌گذاری کرد.

عالی
چرا سیدزیا در خرداد ۱۳۰۰ مجبور به استعفا شد؟

با این حساب هنوز ماه سوم صدارت سیدزیا به پایان نرسیده بود که جبهه‌ی بزرگی از مخالفان در برابرش ایستادند و در روز چهارم خرداد هزار و سیصد، ضربه‌ی نهایی را به او وارد کردند. احمدشاه با حمایت اطرافیانش که مصمم به عزل سیدزیا بودند، پیام برکناری سیدزیا را توسط رضاخان به او ابلاغ کرد. رضاخان از سیدزیا خواست که استعفا دهد و کشور را ترک کند و سیدزیا هم که دیگر هیچ حامی را در اطراف خودش نمی‌دید، برای حفظ جانش که شده استعفا داد و بیست و پنج هزار تومان خرجی از سفرش را گرفت و رفت و سمت شمال ایران و از آنجا هم از مرز خارج شد.

عالی
چرا حسن پیرنیا در سال ۱۳۰۱ از سمت نخست‌وزیری استعفا داد؟

رضاخان به پیرنیا گفت که با این حساب، من دیگر در جلسات کابینه شرکت نمی‌کنم. می‌دانیم دیگر، رضاخان وزیر جنگ بود و قدرت زیادی داشت و همین تهدیدش کافی بود که فشارها روی پیرنیا بیشتر شود و با توجه به این فشارها، سرانجام در روز بیست و هفت اردیبهشت هزار و سیصد و یک، پیرنیا استعفا داد. این در حالی بود که شاه از پاریس به پیرنیا تلگراف زد و گفت که سر کارت بمان، تعدادی از نمایندگانم پشتش بودند، اما حسن پیرنیا تصمیم گرفت که دیگر با این شرایط به کار ادامه ندهد و استعفا داد.

عالی
چرا لورین در ارزیابی‌اش از رضاخان دیدگاهی متفاوت نسبت به نورمن داشت؟

لورین در اولین ارزیابی‌اش از رضاخان در گزارشش آورد که رضاخان سربازی پرانرژی و ماجراجو اما کم‌سواد است که در عین حال بسیار روراست حرف می‌زند که شاید بشود با او کنار آمد. بعد هم اضافه کرد که رضاخان از مقامات کشور بیزار است. این نگاه ستایش‌آمیز لورین به رضاخان را مقایسه کنید با نگاه تحقیرآمیز نورمن. لورین می‌گوید در آسمان ایران رضاخان دارد به یک شهاب ثاقب، به یک نادرشاه و یک قهرمان ملی تبدیل می‌شود، در حالی که نورمن رضاخان را بیشتر از یک دهاتی زبل بی‌اصل و نسب نمی‌دانست.

عالی
چرا آیرون‌ساید رضاخان را شایسته رهبری نظامی ایران می‌دانست؟

آیرون‌ساید می‌دانست که رضاخان معتقد است سیاستمداران در تهران بی‌عرضه و فاسدند و برای نجات کشور از آشوبی که در آن گرفتار شده بود نمی‌شد به آن‌ها امیدی داشت. او می‌خواست که رهبر نیرومند و نظامی‌ام در رأس حکومت ایران باشد و شایستگی این رهبری را در رضاخان دیده بود.