پرش به محتوای اصلی

رضاخان

سوالات و پاسخ‌ها از پادکست‌های فارسی

چرا قوام‌السلطنه در خرداد سال ۱۳۰۱ با رضاخان به مشکل خورد؟

مهم‌ترین مشکل قوام این بود که رضاخان برای برقراری نظم و امنیت در ایران در خیلی جاها حکومت نظامی می‌کرد که این موضوع باعث ناراحتی و نارضایتی مردم شده بود و ملت مسئولیت این کار را از چشم دولت و رئیس دولت می‌دیدند. قوام هم خیلی موافق این موضوع نبود ولی زورش نمی‌رسید که بخواهد به وزیر جنگش چیزی بگوید.

چرا آیرون‌ساید رضاخان را شایسته رهبری نظامی ایران می‌دانست؟

آیرون‌ساید می‌دانست که رضاخان معتقد است سیاستمداران در تهران بی‌عرضه و فاسدند و برای نجات کشور از آشوبی که در آن گرفتار شده بود نمی‌شد به آن‌ها امیدی داشت. او می‌خواست که رهبر نیرومند و نظامی‌ام در رأس حکومت ایران باشد و شایستگی این رهبری را در رضاخان دیده بود.

چرا گروه آهن یا کمیته زرگنده توسط انگلیسی‌ها در اصفهان تشکیل شد؟

حدود 3 سال قبل از کودتا و زمانی که انگلیسی‌ها می‌خواستند کاری کنند که نفوذشان در ایران پایدار بماند، از جمله اقداماتی که کردند یکی تشکیل گروهی بود به نام گروه آهن در اصفهان. هدفشان این بود که تا می‌توانند نفوذ روسیه را در ایران کم کنند و آدم‌های خودشان را در دولت و قوای نظامی ایران به کار بگیرند.

چرا رضاخان نام خانوادگی پهلوی را برای خود انتخاب کرد؟

رضاخان خودش عنوان سردار سپه را گذاشت کنار و نام خانوادگی پهلوی را برای خودش انتخاب کرد. به‌نظرم زیاد از همان موقع پیش‌بینی می‌کرده که به زودی پادشاه می‌شود و برای همین هم نام خانوادگی‌اش را خیلی منحصر به فرد و خاص انتخاب کرده.

چرا قانون انحصار قند و شکر در سال ۱۳۳۴ تصویب شد و چه نتیجه‌ای داشت؟

به موجب این قانون، واردات قند و شکر صرفاً در اختیار دولت قرار گرفت و بخشی از درآمد دولت از این محل رفت برای احداث راه‌آهن سراسری ایران. البته قانون ساخت راه‌آهن در مجلس بعدی و در سال 1366 نهایی شد ولی بودجه‌اش از همین انحصار واردات قند و شکر و مالیاتی که روی آن گذاشتند تأمین شد.

چرا رضاخان به دنبال برچیدن حکومت پادشاهی و استقرار حکومت جمهوری در ایران بود؟

رضاخان خودش هوادار سرسخت حکومت جمهوری بود و می‌خواست اتفاقی که در ترکیه افتاده و سلطنت عثمانی جای خود را به جمهوری داده در ایران هم بیفتد. ریشه‌هایش برمی‌گشت به همان سال‌های بعد از مشروطه. وقتی که یک دست روشن‌فکران به این نتیجه رسیدند که قاجارها هیچ کاری را نمی‌توانند پیش ببرند و ایراد اصلی هم خود حکومت پادشاهی است که سد راه اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران است. این دست روشن‌فکران معتقد بودند که جمهوری شکل آینده‌ی اغلب حکومت‌ها در دنیا است و در اروپا هم به خوبی جواب داده. پس آن‌ها تحت تأثیر تحولات اروپا به این فکر افتادند که تبدیل سلطنت به جمهوری می‌تواند یک قدم بزرگ به سمت مدرنیته باشد.

چرا سیلی خوردن مدرس باعث شد که او جسورتر شود و چه نتیجه‌ای در مجلس داشت؟

خبر سیلی خوردن مدرس، مثل باد تو شهر پیچید. کتک خوردن یک روحانی محبوب و شناخته‌شده، آن هم وسط مجلس، عموم مردم را عصبانی کرد... این اتفاق مدرس را جسورتر کرد. حالا دیگر، او تنها نبود و یک جمعیتی را پشتش داشت. مدرس به آن دسته از نماینده‌هایی که خیلی هم از جمهوری مطمئن نبودند هشدار داد که، اگر امروز به اسم جمهوری همه چیز را بدهیم دست یک نفر، فردا از مشروطه فقط اسمش می‌ماند. بعد هم خطاب به نماینده‌ها گفت، حداقل کاری که می‌توانید بکنید این است که از مجلس خارج شوید تا مجلس از حد نصاب بیفتد. این تاکتیک مدرس جواب داد و روز سی‌ام اسفند، مجلس از حد نصاب افتاد و تعطیل شد.

چرا ورود رضاخان به صحنه درگیری‌های اعتراضات در مجلس به یک تصمیم اشتباه تبدیل شد؟

رضاخان سوار کالسکه شد و با چند سوار نظام به سمت بهارستان رفت. او فکر می‌کرد که با حضورش و با قدرت نظامی و زور می‌تواند اعتراضات را جمع کند. اما جمعیت راه را به روی کاروان او بست و بعداً شروع کرد به سنگ زدن به سمت کالسکه‌ی رضاخان. سربازان برای باز کردن مسیر با قنداق تفنگ و سرنیزه به مردم حمله کردند و با معترضین درگیر شدند و در درگیری‌ها چندین نفر مجروح شدند. صحنه‌ای که قرار بود نمایش اقتدار رضاخان باشد، تبدیل شد به یک ضد تبلیغ بزرگ. آمدن رضاخان به صحنه‌ی درگیری تصمیم اشتباهی بود. حالا هم که آمده بود به جای اینکه سیاست به خرج دهد و از فرصت استفاده کند و بیاید وسط مردم و با آنها صحبت کند و حتی اعتراضات را به نفع خودش مصادره کند، با عصبانیتی کنترل نشده دستور داد که با زور و کتک معترض‌ها را متفرق کنند. با این کار برای اولین بار بخشی از حیثیت اجتماعی سردار سپه ترک برداشت و تصویری که از سردار نظم و امنیت در ذهن مردم نقش بسته بود لکه‌دار شد و شعارهای تندی هم علیه رضاخان شنیده شد، چیزی که تا آن روز سابقه نداشت.

چرا مدرس با دادن حق رأی به زنان مخالفت می‌کرد؟

مدرس گفت: وقتی شنیدم که می‌خوان به زن‌ها حق رأی بدهند، چهار ستون بدنم لرزید، خدا همچین قابلیتی را به این‌ها نداده که بخواهند حق انتخاب داشته باشند. اشکال بر کمیسیون این است که اسم نسوان را در منتخبین برد که از کسانی که حق انتخاب ندارند نسوان هستند. خداوند قابلیت در این‌ها قرار نداده است که لیاقت حق انتخاب داشته باشند گذشته از اینکه در حقیقت نسوان در مذهب اسلام تحت قیمومیت‌اند. الرجالو قوامون علی النسا!

چرا رضاخان پس از تشکیل کابینه جدید در سال 1302 با استیضاح در مجلس مواجه شد؟

در مجلس با وجود رأی اعتماد سنگینی که کابینهٔ رضاخان گرفت، اما اقلیت مجلس به رهبری حسن مدرس همچنان تمام تلاش خودشان را در مخالفت با رضاخان به کار گرفتند و توانستند حدود دو ماه بعد از آغاز به کار کابینهٔ جدید، باز به کار کابینهٔ جدید، رضاخان را بکشوند به مجلس و استیضاحش کنند. مدرس ول‌کن رضاخان نبود. اما چه شد که رضاخان استیضاح شد؟ دو اتفاق مهم افتاد: اولی، ترور شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و مشهور آن دوران، آقای میرزاده عشقی بود. با وجود اینکه هیچ‌وقت مشخص نشد که قاتل عشقی کی بوده، اما انگشت اتهام رفت سمت رضاخان. چرا؟ چون عشقی مخالف سرسخت رضاخان بود. البته عشقی اولش طرفدار رضاخان بود و مخالف مدرس، اما بعد از غایلهٔ جمهوریت و اشتباهاتی که رضاخان داشت، عشقی رفت تو تیم مخالفین رضاخان و شروع کرد تو مطبوعات علیه رضاخان مطلب نوشتن و شعر گفتن. بعد هم که ترور شد هر چند که مدرکی پیدا نشد، اما مخالف‌های رضاخان سعی کردند که نظم رضاخانی را با بوی خون منتقدانش گره بزنند. این اتفاق اول بود، اتفاق دوم به مراتب سر و صدای بیشتری داشت. هنوز داغ ترور عشقی تازه بود که دو هفته بعد، تهران با یک خبر عجیب تکان خورد: معجزه در سقاخانهٔ نوروزخان. در اواسط خرداد، در تهران شایعه‌ای پیچید که آره، سقاخانهٔ نوروزخان در محلهٔ عاشق‌های خادی شفا می‌دهد. گفتند یک بندخودهٔ نابینایی رفته، آب سقاخانه را خورده و بینا شده، یک مرد چلاقی هم آب سقاخانه را نوشیده و الان دارد تو خیابان می‌دود. و الان دارد تو خیابان می‌دود. در ادامه شایعه، خبر پیچید که یک فرد بهایی هم که قصد جسارت به سقاخانه را داشته کور شده، جلل خالق.

چگونه رضاخان توانست عنوان فرماندهی کل قوا را به دست آورد بدون مخالفت احمدشاه؟

مصدق گفت: اگر مجلس شورای ملی با استفاده از اختیارات قانونی که دارد قانوناً این اختیار را به شما بدهد، آن‌جوری دیگر احمدشاه نمی‌تواند اعتراض کند و نمی‌تواند قانوناً شما را از این مقام عزل کند. فقط مجلس این حق را پیدا می‌کند. ... رضاخان خیلی محرمانه و زیرپوستی رفت به دیدار سید حسن مدرس و با او آشتی کرد. ... حالا که خطری از جانب مدرس احساس نمی‌شد، وقتش بود که لایحه‌ی پیشنهادی مصدق، مبنی بر فرمانده کل قوا شدن رضاخان، برود به صحن مجلس. لایحه رفت مجلس و خیلی راحت هم رای آورد. در اواخر بهمن 1303، مجلس تصویب شد.

چرا دولت بریتانیا پس از تغییر سیاست‌هایش دیگر در مقابل رضاخان مقاومت نکرد؟

با عوض شدن دولت در انگلیس و تغییر سیاست‌های دولت جدید، آن‌ها دیگر خیلی بغض و کینه‌ای نسبت به رضاخان نداشتند، و وقتی این گزارش لوری هم آمد، دیگر یک جورایی بی‌خیال شدند که رودرروی رضاخان بایستند.