رضاشاه
سوالات و پاسخها از پادکستهای فارسی
رضاخان در یکی از مکالماتش با لوری وزیر مختار انگلیس به او گفته بود که مادام که سرتاسر ایران زیر اقتدار بیچون و چرای حکومت مرکزی در نیاید، مادام که افراد غیرنظامی خلع سلاح نشوند و قدرت دست دولت تمرکز نداشته باشد، کشور روی نظم و استقلال را نمیبیند. با همین طرز تفکر بود که رضاشاه تصمیم گرفت به جنوب قشونکشی کند.
در همین مسیر با آمدن وزیرمختار جدید انگلیس آقای لورینگ که به جای نرمن آمده بود، نگاه لندن به رضاخان واقعبینانهتر و حتی مثبتتر شد. رضاخان هم در کنار گسترش عملیات برای برقراری به نقطهای رسید که دیگر نخستوزیرها در برابرش دوام نمیآوردند. سرانجام در پاییز سال 1302 بعد از استعفای پیرنیا، رضاخان خودش را برای نخستوزیری پیشنهاد داد، احمدشاه هم پذیرفت و بعدش همسفر کرد به اروپا. سفری بیبازگشت. رضاخان سردار سپه نخستوزیر شد و حالا برای تحقق آرزوهایش دستش از همیشه بازتر بود.
در دورهی رضاشاه انحصار آموزش از روحانیت گرفته شد، سال 1304 که آغاز سلسلهی پهلوی تا سال بیست، سالی ده درصد تقریباً به تعداد کسانی که میرفتند مدارس جدید اضافه شد.
اصلاً ایران آنوقت ارتش منظم یکپارچهای که یونیفورم یکنواخت پوشند تحت امر دولت مرکزی باشند ندارد... تمام رضاخان که بود وزیر جنگ که شد، فرمان شماره یک ارتش این را... یک ماه بعد ارتش نوین ایران درست شد، پنج تا لشگر در این پنج تا شهر، بعد ستادهای فرماندهی اینجا، و بعد یک بخش بزرگی از بودجه برود برای ارتش، که هم کمیتش و هم کیفیتش برود بالا، هم پادگانها آنها را تازه کنند، هم تجهیزات را نونوار کنند، هم افسرها را بفرستند خارج آموزش ببینند، و واقعاً تشکیل ارتش نوین ایران کار بسیار مهمی بود آنوقت.