دانستنیهای «سید ضیاء»
بعد از برکناری سید ضیاء، احمدشاه رفت سراغ پیرنیا و مصطفیالممالک که یکی از آنها قبول مسئولیت کنند و نخستوزیر بشوند. اما هیچکدامشان قبول نکردند و بناچار احمدشاه رفت سراغ گزینهی سوم. گزینهی سوم یکی از سرسختترین مخالفهای سید ضیاء و شاید سرشناسترین کسی بود که توی مدت صد روز در بازداشت به سر میبرد. آقای قوامالسلطنه. قوام از رجال با تجربه و ثروتمندی بود که قبل از به قدرت رسیدن سید ضیاء والی خراسان بود. اما بعدش سید ضیاء دستگیرش کرد و انداختش زندان. هرچند دامن قوام از تهمت فساد پاک نبود، اما مدیریت و کاراییش در والیگری خراسان بود. مدیریت و کاراییش در والیگری خراسان حسابی مشهورش کرده بود. در ایالتی که از سمت شمال هممرز جمهوریهای تازهتأسیس شوروی بود و در شرقش افغانستان ناآرام حضور داشت، قوام توانسته بود آرامش را برقرار کند.
با این رسالت کوهی از مشکلات مرتبط با ناامنی روی دوش دولت جدید سید ضیاء سنگینی میکرد. وقتی که در تهران کودتا شد، کودتا از پشتیبانی جمعی از روشنفکران و تجار و ملاکین برخوردار بود. اما با این حال، در بیشتر نقاط کشور، دولت جدید کودتا هیچ تسلطی روی اعضا نداشت. میرزا کوچکخان و طرفدارانش، به علاوه بلشویکهایی که در آذربایجان بودند، اینان نه تنها هیچ حمایتی از کودتا نکردند، بلکه علیه کودتا مبارزه هم کردند.
در بیشتر نقاط کشور، دولت جدید کودتا هیچ تسلطی روی اعضا نداشت. در دورانی که اقتدار دولت از مرزهای تهران آنطرفتر توانست برود، در خیلی از مناطق کشور که تحت کنترل حاکمهای محلی قرار داشت، هیچ استقبالی از کودتا نشد. مناطق زیاد دیگری هم در ایران بودند که حکومت مرکزی رویشان نفوذی نداشت. خانهای ترکمن در استرآباد، اقبال و سلطنهی ماکویی در شمال غربی آذربایجان، قبیله شاهسوند در اردبیل و دشت مغان، کردها به سرکردگی سردار رشید در قسمتهایی از غرب ایران و راسای ایلات سنجاب و کلهر در کرمانشاه، اینها از اقتدار حکومت مرکزی خارج بودند. مناطق مرکزی ایران هم تحت کنترل خانههای بختیاری و جنوب هم جولانگاه قشقاییها بود. بهرامخان و دوست محمدخان سران ایل بلوچ بر جنوب شرقی ایران حکمرانی میکردند و شیخخزعل هم که دیگر نگهم، شیخخزعل بیرقیب و مقتدر بر خوزستان حکمرانی میکرد.