دانستنیهای «قوام»
حالا که نیروهای نظامی به لطف سردار سپه جمع گرفته بودند و قوام هم دوباره نخستوزیر شده بود، رضاخان توجهش را معطوف به جنوب ایران کرد و نیروهایش را برای مقابله با بختیاریها و ایالات جنوب فرستاد به اصفهان. آقای لونین که منافع کشور انگلیستان را در خطر میدید به سردار سپه اعتراض کرد، اما رضاخان گفت که گوششان دیگر راهی اصفهان شده و کاریش هم نمیشود کرد. منتها، انگار رضاخان قدرت ایلات و عشایر را خیلی دستکم گرفته بود، چرا که گویا دولتانی رفته بود، چرا که قوای دولتی تو این مأموریت شکست خوردند و مجبور به عقبنشینی شدند.
کلونل پسیان که دشمنی دیرینهای با قوام داشت زیر بار دستورهای قوام نرفت، یعنی در اصل زیر بار دستورهای دولت مرکزی ایران نرفت. بیرجندیها، باخرزیها، کلونل را کلهپا کردند و همین اتفاق هم افتاد. کلونل مهممتقی پسیان توی زد و خوردهایی که صورت گرفت کشته شد و تعدادی از طرفدارانش در ملأ عام اعدام شدند. اینجا کارش تمام شد و خراسان تحت نفوذ دولت مرکزی قرار گرفت.
در همین دوره کوتاه صدارتش، حداقل اقتصاد مملکت یک پیشرفت نسبی کرد که آن هم بیشتر به خاطر گسترش داد و ستد با شوروی، و مهمتر از آن اصلاحاتی بود که مستشاران مالی آمریکایی در ایران انجام دادند. در رأس هیئت مستشارهای آمریکایی، آقای آرتور میسپو حضور داشت، یک مرد چهلساله با تجربه که دکتری اقتصاد داشت و به عنوان رئیس کل مالیه ایران هم استخدام شد. کاری که میسپو کرد این بود که آمد به کارهای مالیه و مالیات سر و سامان داد و مالیاتهای جدیدی را هم وضع کرد. کار مهمترش این بود که معافیتهای مالیاتی را کنسل کرد. معافیتهای مالیاتی که سابقهی هفتاد ساله داشت.
مهمترین مشکل قوام این بود که رضاخان برای برقراری نظم و امنیت در ایران در خیلی جاها حکومت نظامی میکرد که این موضوع باعث ناراحتی و نارضایتی مردم شده بود و ملت مسئولیت این کار را از چشم دولت و رئیس دولت میدیدند. قوام هم خیلی موافق این موضوع نبود ولی زورش نمیرسید که بخواهد به وزیر جنگش چیزی بگوید.