پرش به محتوای اصلی

مجلس

سوالات و پاسخ‌ها از پادکست‌های فارسی

چرا قوام‌السلطنه در خرداد سال ۱۳۰۱ با رضاخان به مشکل خورد؟

مهم‌ترین مشکل قوام این بود که رضاخان برای برقراری نظم و امنیت در ایران در خیلی جاها حکومت نظامی می‌کرد که این موضوع باعث ناراحتی و نارضایتی مردم شده بود و ملت مسئولیت این کار را از چشم دولت و رئیس دولت می‌دیدند. قوام هم خیلی موافق این موضوع نبود ولی زورش نمی‌رسید که بخواهد به وزیر جنگش چیزی بگوید.

چرا قانون انحصار قند و شکر در سال ۱۳۳۴ تصویب شد و چه نتیجه‌ای داشت؟

به موجب این قانون، واردات قند و شکر صرفاً در اختیار دولت قرار گرفت و بخشی از درآمد دولت از این محل رفت برای احداث راه‌آهن سراسری ایران. البته قانون ساخت راه‌آهن در مجلس بعدی و در سال 1366 نهایی شد ولی بودجه‌اش از همین انحصار واردات قند و شکر و مالیاتی که روی آن گذاشتند تأمین شد.

چرا سیلی خوردن مدرس باعث شد که او جسورتر شود و چه نتیجه‌ای در مجلس داشت؟

خبر سیلی خوردن مدرس، مثل باد تو شهر پیچید. کتک خوردن یک روحانی محبوب و شناخته‌شده، آن هم وسط مجلس، عموم مردم را عصبانی کرد... این اتفاق مدرس را جسورتر کرد. حالا دیگر، او تنها نبود و یک جمعیتی را پشتش داشت. مدرس به آن دسته از نماینده‌هایی که خیلی هم از جمهوری مطمئن نبودند هشدار داد که، اگر امروز به اسم جمهوری همه چیز را بدهیم دست یک نفر، فردا از مشروطه فقط اسمش می‌ماند. بعد هم خطاب به نماینده‌ها گفت، حداقل کاری که می‌توانید بکنید این است که از مجلس خارج شوید تا مجلس از حد نصاب بیفتد. این تاکتیک مدرس جواب داد و روز سی‌ام اسفند، مجلس از حد نصاب افتاد و تعطیل شد.

چرا ورود رضاخان به صحنه درگیری‌های اعتراضات در مجلس به یک تصمیم اشتباه تبدیل شد؟

رضاخان سوار کالسکه شد و با چند سوار نظام به سمت بهارستان رفت. او فکر می‌کرد که با حضورش و با قدرت نظامی و زور می‌تواند اعتراضات را جمع کند. اما جمعیت راه را به روی کاروان او بست و بعداً شروع کرد به سنگ زدن به سمت کالسکه‌ی رضاخان. سربازان برای باز کردن مسیر با قنداق تفنگ و سرنیزه به مردم حمله کردند و با معترضین درگیر شدند و در درگیری‌ها چندین نفر مجروح شدند. صحنه‌ای که قرار بود نمایش اقتدار رضاخان باشد، تبدیل شد به یک ضد تبلیغ بزرگ. آمدن رضاخان به صحنه‌ی درگیری تصمیم اشتباهی بود. حالا هم که آمده بود به جای اینکه سیاست به خرج دهد و از فرصت استفاده کند و بیاید وسط مردم و با آنها صحبت کند و حتی اعتراضات را به نفع خودش مصادره کند، با عصبانیتی کنترل نشده دستور داد که با زور و کتک معترض‌ها را متفرق کنند. با این کار برای اولین بار بخشی از حیثیت اجتماعی سردار سپه ترک برداشت و تصویری که از سردار نظم و امنیت در ذهن مردم نقش بسته بود لکه‌دار شد و شعارهای تندی هم علیه رضاخان شنیده شد، چیزی که تا آن روز سابقه نداشت.