پرش به محتوای اصلی

مشروطه

سوالات و پاسخ‌ها از پادکست‌های فارسی

8 نتیجه بارگذاری شد
چرا محمدعلی‌شاه قاجار به مادرش تاج‌الملوک نسبت‌های غیراخلاقی می‌داد و این موضوع چه تأثیری بر نگاه او به مشروطه داشت؟

تهمت‌های ناروایی بود که به تاج‌الملوک، مادر محمدعلی‌شاه زد و شده بود و او را به شدت تحت تأثیر قرار داده بود. این تهمت‌ها به مرور محمدعلی‌شاه را نسبت به مشروطه و مشروطه‌چی‌ها بدبین کرده بود و باعث شده بود او را دشمن خودش بداند. تاج‌الملوک، دختر امیرکبیر و خواهرزادهٔ ناصرالدین‌شاه با وجود اینکه به خیانت متهمش کرده بودند، خیانت‌کار نبود اما در شکل‌گیری بخشی از تاریخ معاصر کشور نقش پررنگی داشته. آنچه که او را در تاریخ مشروع کرده، والده بودن محمدعلی میرزا نبوده، بلکه گزارش‌هایی بوده که در بعضی از روزنامه‌های دوران مشروطه، مثل روزنامه مساوات چاپ می‌شده و به او نسبت‌های غیراخلاقی داده می‌شده. این نسبت‌های ناروا آنقدر زیاد بود که محمدعلی‌شاه، پادشاه قاجار را رسماً یک فرزند زنازاده معرفی می‌کند. البته بعضی از تاریخ‌نویسان می‌گویند همین انگ زنازاده بودن کار شاپ‌شالخان و سیاست‌های روسیه بوده. اما چیزی که مسلم است این است که رفت‌وآمدهای مشکوک تاج‌الملوک به خارج از دربار باعث چنین سوءتفاهمی شده با این تهمت‌های غیراخلاقی. و این تهمت‌های غیراخلاقی را شاپ‌شالخان در ذهن روحانیون مشروطه‌خواه انداخته تا سیاست‌های روسیه را جلو ببرد. باید بگویم که در تاریخ ایران اگر یک شاه باشد که به صراحت در زمان پادشاهی‌اش، به مادرش نسبت فساد بسته باشند، محمدعلی‌شاه قاجار است.

چگونه علاقه محمد علی شاه به روسیه شکل گرفت؟

یک معلم روسی به اسم سرگی مارکویچ شاپشال ملقب به ادیب و سلطان مرتباً به او زبان و فرهنگ روسی را یاد می‌داد. شاپشال خان چون از همان بچگی محمد علی میرزا همرایش بود، شدیداً روی این پسند نفوذ داشت و باعث شده بود او از همان بچگی به روسیه علاقه‌مند شود.

چرا رضاخان به دنبال برچیدن حکومت پادشاهی و استقرار حکومت جمهوری در ایران بود؟

رضاخان خودش هوادار سرسخت حکومت جمهوری بود و می‌خواست اتفاقی که در ترکیه افتاده و سلطنت عثمانی جای خود را به جمهوری داده در ایران هم بیفتد. ریشه‌هایش برمی‌گشت به همان سال‌های بعد از مشروطه. وقتی که یک دست روشن‌فکران به این نتیجه رسیدند که قاجارها هیچ کاری را نمی‌توانند پیش ببرند و ایراد اصلی هم خود حکومت پادشاهی است که سد راه اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران است. این دست روشن‌فکران معتقد بودند که جمهوری شکل آینده‌ی اغلب حکومت‌ها در دنیا است و در اروپا هم به خوبی جواب داده. پس آن‌ها تحت تأثیر تحولات اروپا به این فکر افتادند که تبدیل سلطنت به جمهوری می‌تواند یک قدم بزرگ به سمت مدرنیته باشد.

چرا دولت بریتانیا پس از تغییر سیاست‌هایش دیگر در مقابل رضاخان مقاومت نکرد؟

با عوض شدن دولت در انگلیس و تغییر سیاست‌های دولت جدید، آن‌ها دیگر خیلی بغض و کینه‌ای نسبت به رضاخان نداشتند، و وقتی این گزارش لوری هم آمد، دیگر یک جورایی بی‌خیال شدند که رودرروی رضاخان بایستند.

چرا رضاخان به رضاشاه پهلوی تغییر نام داد و این نام چه اهمیتی داشت؟

رضاخان سردار سپه ولی از اینجا دیگر می‌شود رضاشاه پهلوی. اسم پهلوی از کجا آمد؟ فامیلی رضاشاه بود ولی تا آن وقت در واقع آدم‌ها فامیلی نداشتند، با لقب شناخته می‌شدند... کردند که فامیلی پهلوی را بردارند برای رضاخان، که اسم یکی از زبان‌های ایران باستان هم بوده، ایشان قبول می‌کنند، دستور هم می‌کنند که خب هر کسی فامیلی مشابه با پادشاه من دارد باید فامیلی‌اش را عوض کند... و تفاوت از همین جا شروع می‌کند چشمگیر شدن. اگر که ما گفتیم قاجارها خودکامگانی بودند که ابزار خودکامگی نداشتند. رضاشاه هم خودکامگی بود هم ابزارش را فراهم کرد، یعنی در واقع هم هوش شد که بفهمد که ابزار می‌خواهد خودکامه هم بخواهی باشی، امکانات لازم داری، و هم ارزش شد که این امکانات را فراهم بکند.

چگونه رضا شاه توانست در توسعه ایران نقش ایفا کند؟

ایران خیلی عوض شده حتما در دوره رضا شاه، حتما کسی که در زندگی خودش ایران قبل از رضا شاه و بعد از رضا شاه را دیده باشد، تفاوت شگفت‌انگیزی دیده، هم از نظر ساخت‌مان و راه و پل و جاده و کارخانه و هم از نظر قدرت پیدا کردن دولت، از اینکه از آن حالت ممالک محروسه‌ی ایران خارج شود، شبیه‌تر شود به دولت ایران، به کشور ایران. و در این مسیری که رضا شاه می‌رود، درآمد نفت بسیار کمک زیادی به او می‌کند. با اینکه سهم ایران از درآمد نفت خیلی کم است آن موقع‌ها، و آن سهم کم را هم دیدیم، می‌دانیم، خیلی دیر می‌دهند، به زور می‌دهند، به زور باید گرفت واقعاً. ولی همان سهم کم در دست کسی مثل رضا شاه کمک زیادی کرد به تغییر کشور و به جلو بردنش در مسیر توسعه.

چرا رضا شاه افراد مؤثر اطراف خود مانند علی‌اکبر داور را کنار گذاشت؟

هر کس به دلیل یا به بهانه‌ای، به خاطر نگرانی‌هایی که رضا شاه داشت، که البته همیشه نگرانی‌ها بی‌پایه نبود، یکسره بی‌پایه نبود ولی به حال این بدبینی بود و خودرایی بود و ترس بود، ترسی که افتاد تو دل اطرافیانش که این هر چه به سمت پایان حکومتش داریم می‌آییم این بیشتر و بیشتر و بیشتر شد. همه چیز متکی بود به خودش. همه چیز خودش بود چون همه حذف شده بودند.

چرا روشن‌فکرهای قدیمی در دوره رضا شاه نسبت به سرکوب‌ها واکنش شدید نشان ندادند؟

دلیلش این نیست که این‌ها سرکوب را ندیدند، این‌ها دیدند سرکوب را، منتها سرکوب را دیدند قبلش را هم دیدند زندگی کردند که چه اوضاع پرآشوب و پررج و مرجی بود بعد از مشروطه. این است که این‌ها به آن وضعیت، آن‌قدر که شما الان با فاصله اعتراض می‌کنید اعتراض نمی‌کردند.