پرش به محتوای اصلی

دانستنی‌های «نخست‌وزیری»

4 نتیجه بارگذاری شد
عالی
چرا به دولت پیرنیا لقب «دولت محلل» داده شد و این واژه چه معنایی در فقه اسلام دارد؟

برای آن دوست‌هایی که نمی‌دانند محلل به چه معنی است باید بگویم که در فقه اسلام، اگر یک مردی سه بار زنش را طلاق بدهد دیگر نمی‌تواند با او ازدواج کند. راه‌چاره این است که آن زن برود با یک مرد دیگر ازدواج کند و با او آمیزش داشته باشد و بعد از او طلاق بگیرد تا دوباره بتواند با مرد اولی ازدواج کند. پس محلل به کسی می‌گویند که با زن سه طلاقه ازدواج می‌کند و طلاقش می‌دهد تا آن زن برای همسر سابقش حلال شود. در دنیای سیاست آن زمان این واژه را به تعنه برای کابینه‌ی پیرنیا استفاده می‌کردند. در واقع کابینه‌ی پیرنیا نقش محلل را بازی کرد تا راه برای نخست‌وزیری مستقیم خود رضاخان هموار شود.

عالی
چرا سیدضیا لقب «دیکتاتور» را برای خود انتخاب کرد و احمدشاه چرا آن را نپذیرفت؟

در جواب سؤال احمدشاه که گفت دوست داری چه لقبی بهت بدهیم، سیدضیا گفت دیکتاتور. گفت لطفاً در اعلامیه انتصاب من بنویسید دیکتاتور. البته که شاه تقاضای سیدضیا را قبول نکرد و عنوان دیکتاتور برای مقام نخست‌وزیری را تحقیر مقام و منزلت سلطنت می‌دانست. این هم می‌گویم که کلمه‌ی دیکتاتور آن زمان به اندازه‌ی امروز بار منفی نداشت و بیشتر به یک رهبر سیاسی که قدرت مطلق‌دارد اطلاق می‌شد که در این صورت احمدشاه با اعطای این لقب موافقت نکرد و در اعلامیه انتصاب سیدضیا، احمدشاه به همین اکتفا کرد که گفت: «در نتیجه غفلت از امامداران گذشته مصمم شدیم شخص لایقی را به ریاست وزرا برگماریم!»

عالی
چه نتیجه‌ای از ماجرای قیام مسجد گوهرشاد برای مقام نخست‌وزیری محمدعلی فروغی به دست آمد؟

فروغی دو سال و سه ماه بیشتر دوام نیاورد و سر ماجرای قیام مسجد گوهرشاد از کار برکنار شد. رضاشاه آقای اسدی را مقصر اصلی مدیریت نکردن اوضاع مشهد و تحریک مردم دانست و برای همین دستور داد که اسدی را اعدام کنند. فروغی هم هرچقدر تلاش کرد که وساطت کند، مؤثر واقع نشد. در نهایت اسدی محاکمه و اعدام شد و فروغی هم به شکل تحقیرآمیزی از مقام نخست‌وزیری کنار گذاشته شد. از آن زمان فروغی خانه‌نشین شد و حدود شش سال تا آخرین روزهای سلطنت رضا شاه عملاً در انزوای سیاسی زندگی کرد.

عالی
چرا رضاخان سردار سپه توانست نخست‌وزیر شود و چه تغییراتی در نگاه لندن به او رخ داد؟

در همین مسیر با آمدن وزیرمختار جدید انگلیس آقای لورینگ که به جای نرمن آمده بود، نگاه لندن به رضاخان واقع‌بینانه‌تر و حتی مثبت‌تر شد. رضاخان هم در کنار گسترش عملیات برای برقراری به نقطه‌ای رسید که دیگر نخست‌وزیرها در برابرش دوام نمی‌آوردند. سرانجام در پاییز سال 1302 بعد از استعفای پیرنیا، رضاخان خودش را برای نخست‌وزیری پیشنهاد داد، احمدشاه هم پذیرفت و بعدش هم‌سفر کرد به اروپا. سفری بی‌بازگشت. رضاخان سردار سپه نخست‌وزیر شد و حالا برای تحقق آرزوهایش دستش از همیشه بازتر بود.