پرش به محتوای اصلی

کودتا

سوالات و پاسخ‌ها از پادکست‌های فارسی

9 نتیجه بارگذاری شد
چگونه دو جریان کودتا در سوم اسفند ۱۲۹۹ به رهبری رضاخان و سیدزیا پیش رفتند؟

ما دو تا جریان مهم کودتا را داریم بررسی می‌کنیم که هم‌زمان دارد پیش می‌رود ولی هنوز به هم نرسیده. اولی آیرون‌سایدی است که رضاخان را به عنوان نجات‌دهنده و گزینهٔ نظامی کودتا مدنظر دارد و خود رضاخان هم مثل خیلی‌های دیگر نقشه‌هایی در سر دارد که با کمک آیرون‌ساید دارد نقشه‌هایش را پیش می‌برد. دومین جریان هم به آقای نورمن وزیرمختار انگلیس اختصاص دارد، که ایشان سیدزیا را به عنوان گزینهٔ نجات‌دهنده مدنظر دارد، و سیدزیا هم آمادگی هر کاری که به او بسپارند را دارد. در نهایت این دو جریان موفق شدند کودتای سوم اسفند هزار و دویست و نود و نه را رقم بزنند و نیروهای قزاق به رهبری رضاخان توانستند بدون هیچ مقاومت قابل ذکری تهران را تصرف کنند.

چگونه آیرونساید و دیگر گروه‌های سیاسی در ایران به کودتا فکر کردند؟

آیرونساید، وقتی اوضاع ایران را دید، مثل خیلی‌های دیگر، به این فکر افتاد که اوضاع ایران درست نمی‌شود مگر اینکه طی یک کودتا یک نظامی پرقدرت بیاید سر کار که بتواند همه چیز را تحت کنترل خودش بگیرد. گفتیم که این طرز تفکر خاص آقای آیرونساید نبود و طی بررسی که کردیم متوجه شدیم که اغلب گروه‌های سیاسی و تشکل‌های مختلف به نوعی فکر کودتا در سرشان بود.

چرا حکومت سید ضیاء پس از کودتا با مشکلات امنیتی فراوانی مواجه شد؟

با این رسالت کوهی از مشکلات مرتبط با ناامنی روی دوش دولت جدید سید ضیاء سنگینی می‌کرد. وقتی که در تهران کودتا شد، کودتا از پشتیبانی جمعی از روشنفکران و تجار و ملاکین برخوردار بود. اما با این حال، در بیشتر نقاط کشور، دولت جدید کودتا هیچ تسلطی روی اعضا نداشت. میرزا کوچک‌خان و طرفدارانش، به علاوه بلشویک‌هایی که در آذربایجان بودند، اینان نه تنها هیچ حمایتی از کودتا نکردند، بلکه علیه کودتا مبارزه هم کردند.

چرا آیرونساید افتخار کشف رضاخان را برای خودش نگه داشت؟

در نهایت خود آیرونساید هیچ اسمی نه از این دو نفر آورده و نه از کسی دیگر و افتخار کشف رضاخان را برای خودش نگه داشته. در هر صورت این آیرونساید بود که رضاخان را به معاونت فرماندهی فوج قزاق مستقر در قزوین منصوب کرد. آیرونساید به واسطه‌ی سوابق گذشته رضاخان معتقد بود که او می‌تواند نیروهای قزاق را سروسامان بدهد و می‌تواند رهبر نظامی آینده ایران باشد.

چرا آیرونساید دو شرط برای حمایت از رضاخان گذاشت؟

آیرونساید دو تا شرط برای رضاخان گذاشت و به ایشان گفت که اگر می‌خواهی من از تو حمایت کنم و راهی تهرانت کنم، این دو شرط را باید بپذیری. اول اینکه هیچ اقدامی علیه عقب‌نشینی سربازان انگلیس نباید انجام دهی و از پشت نباید به من خنجر بزنی، دوم اینکه باید تعهد بدهی، باید قول شرف بدهی که علیه شاه اقدامی نکنی و شاه را از سلطنت خلع نکنی. آیرونساید در دفتر خاطراتش نوشت که او هر دو درخواست مرا رسماً پذیرفت و قول داد.

چرا آیرون‌ساید رضاخان را شایسته رهبری نظامی ایران می‌دانست؟

آیرون‌ساید می‌دانست که رضاخان معتقد است سیاستمداران در تهران بی‌عرضه و فاسدند و برای نجات کشور از آشوبی که در آن گرفتار شده بود نمی‌شد به آن‌ها امیدی داشت. او می‌خواست که رهبر نیرومند و نظامی‌ام در رأس حکومت ایران باشد و شایستگی این رهبری را در رضاخان دیده بود.

چرا سیدضیا لقب «دیکتاتور» را برای خود انتخاب کرد و احمدشاه چرا آن را نپذیرفت؟

در جواب سؤال احمدشاه که گفت دوست داری چه لقبی بهت بدهیم، سیدضیا گفت دیکتاتور. گفت لطفاً در اعلامیه انتصاب من بنویسید دیکتاتور. البته که شاه تقاضای سیدضیا را قبول نکرد و عنوان دیکتاتور برای مقام نخست‌وزیری را تحقیر مقام و منزلت سلطنت می‌دانست. این هم می‌گویم که کلمه‌ی دیکتاتور آن زمان به اندازه‌ی امروز بار منفی نداشت و بیشتر به یک رهبر سیاسی که قدرت مطلق‌دارد اطلاق می‌شد که در این صورت احمدشاه با اعطای این لقب موافقت نکرد و در اعلامیه انتصاب سیدضیا، احمدشاه به همین اکتفا کرد که گفت: «در نتیجه غفلت از امامداران گذشته مصمم شدیم شخص لایقی را به ریاست وزرا برگماریم!»

چرا گروه آهن یا کمیته زرگنده توسط انگلیسی‌ها در اصفهان تشکیل شد؟

حدود 3 سال قبل از کودتا و زمانی که انگلیسی‌ها می‌خواستند کاری کنند که نفوذشان در ایران پایدار بماند، از جمله اقداماتی که کردند یکی تشکیل گروهی بود به نام گروه آهن در اصفهان. هدفشان این بود که تا می‌توانند نفوذ روسیه را در ایران کم کنند و آدم‌های خودشان را در دولت و قوای نظامی ایران به کار بگیرند.

چرا رضاخان به رضاشاه پهلوی تغییر نام داد و این نام چه اهمیتی داشت؟

رضاخان سردار سپه ولی از اینجا دیگر می‌شود رضاشاه پهلوی. اسم پهلوی از کجا آمد؟ فامیلی رضاشاه بود ولی تا آن وقت در واقع آدم‌ها فامیلی نداشتند، با لقب شناخته می‌شدند... کردند که فامیلی پهلوی را بردارند برای رضاخان، که اسم یکی از زبان‌های ایران باستان هم بوده، ایشان قبول می‌کنند، دستور هم می‌کنند که خب هر کسی فامیلی مشابه با پادشاه من دارد باید فامیلی‌اش را عوض کند... و تفاوت از همین جا شروع می‌کند چشمگیر شدن. اگر که ما گفتیم قاجارها خودکامگانی بودند که ابزار خودکامگی نداشتند. رضاشاه هم خودکامگی بود هم ابزارش را فراهم کرد، یعنی در واقع هم هوش شد که بفهمد که ابزار می‌خواهد خودکامه هم بخواهی باشی، امکانات لازم داری، و هم ارزش شد که این امکانات را فراهم بکند.