دانستنیهای «خوزستان»
در اردیبهشت سال 1304، به دستور رضاخان، سرتیپ زاهدی، بدون اطلاع انگلیسیها رفت خوزستان و خودش رسید به کشتی تفریحی شیخ خضعل، و شیخ را دزدید و آوردش تهران. البته که در تهران باز هم با احترام با شیخ رفتار شد، ولی شیخ اجازه نداشت از تهران خارج شود. حتی دو سال بعد، وقتی که شیخ شکایت کرد که بینایش دارد از دست میرود، و اجازه خواست که برای معالجه برود اروپا، رضاخان قبول نکرد که برود، منتها به جای آن یکی از بهترین پزشکهای اروپا را آورد تهران بالای سر شیخ. خلاصه که شیخ عضل تا آخر عمرش هرچند با احترام ولی در هر صورت در حجرهٔ خانگی در تهران ماند و در تهران هم از دنیا رفت.
رضاخان میترسید که برگردد به تهران و دوباره ازعل بشود همان ازعل قبلی و دوباره همان آش و همان کاسه. برای همین هم بهش پیشنهاد داد که با احترام پیش و همراه من بیا بریم تهران. اما به شیخ ازعل قبول نکرد که برگردد. بعدش رضاخان آمد به انگلیسیها را واسطه کرد که شیخ را راضی کنند برود تهران، ولی باز هم نشد که بشود. راهحل چی بود؟ در اردیبهشت سال هزار و سیصد و چهار، به دستور رضاخان، سرتیپ زاهدی، بدون اطلاع انگلیسیها رفت خوزستان و خودش رساند به کشتی تفریحی شیخ ازعل، و شیخ را دزدید و آوردش تهران.