پرش به محتوای اصلی

دانستنی‌های خداحافظ آفریقا

20 نتیجه بارگذاری شد
عالی
باورهای فراطبیعی و آیین چه تفاوتی دارند و چه رفتار شبه‌آیینی عجیبی در شامپانزه‌های غرب آفریقا مشاهده شده است؟

باورهای فراطبیعی یعنی اینکه ما اعتقاد داشته باشیم به موجودات یا نیروهایی که با چشم دیده نمی‌شوند مثل ارواح، ارواح نیاکانمون، نیروهای طبیعت و جانوران مقدس. طبیعتا وجود چنین باورهایی الزاماً به معنی دیندار بودن اون جامعه نیست. مفهوم دوم که باید توضیح بدهیم آیین یا ریچواله. آیین به مجموعه‌ای از رفتارهای تکرار شونده می‌گویند که یک هدف عملی مستقیمی ندارند، مثل دفن مردگان، رنگ کردن جسد، رقص‌های گروهی، آوازهای آیینی. شاید براتون جالب باشه که یکی از قدیمی‌ترین شواهد رفتارهای آیینی را ما می‌توانیم توی پسر عموی زیستیمون یعنی شامپانزه‌ها مشاهده بکنیم. گفتنش ممکن است خیلی تعجب‌آور باشه ولی مطالعاتی که در سال ۲۰۱۵ در نشریه نیچر چاپ شد، نشون داد که برخی از شامپانزه‌ها که در غرب آفریقا سکونت دارند، یک رفتار تکرار شونده‌ی عجیب شبه آیینی را نشان می‌دهند. به این صورت که در یک زمان خاصی دور یک درخت خاصی جمع می‌شوند و به طور مکرر بهش سنگ پرتاب می‌کنند. این شامپانزه‌ها اغلب نرهای بالغند. با همدیگه اگر فریاد می‌زنند به سمت درخت می‌روند یا به تنه‌ی درخت یا به ریشه‌های برجسته‌ی درخت سنگ می‌اندازند یا اینکه سنگ‌های‌شان را داخل حفره‌هایی که توی تنه‌ی درخت وجود دارد قرار می‌دهند. این کار را بارها با همان درخت خاص انجام می‌دهند و تا حالا توی شامپانزه‌های کشورهای گینه‌نو، گینه بیسائو و لیبریا و ساحل عاج این رفتار دیده شده.

عالی
چگونه کشاورزی باعث پایدار شدن جنگ‌ها شده است؟

کافی بوده که داستان تولید شده‌ی این دره با داستان تولید شده‌ی دره‌ی بغلی متفاوت باشد، و همین یک مرز غیردیدنی و یک مرز ایدئولوژیک را بین‌شان درست می‌کرد. وقتی چیزی را ما برای حفظ کردن داریم، که نمی‌توانیم با خودمان حملش بکنیم، مثل زمین کشاورزی‌مان، چیزی هم برای حمله کردن دیگران فراهم کردیم. به عبارت دیگر شاید کشاورزی جنگ را اختراع نکرده باشد، اما احتمالاً شرایطی را به وجود آورده که جنگ‌ها بتوانند خیلی پایدار باشند.

عالی
چگونه داروین توضیح داد که گردن زرافه‌ها بلند شده است؟

داروین گفت زرافه‌ها گردن کوتاه بودند و بعد گردن بلند شدند. اتفاقی که افتاده این بوده که در میان این زرافه‌های گردن کوتاه، جهش‌های ژنتیکی رخ داده و زرافه‌های گردن بلندی هم به وجود آمدند. حالا، آیا این گردن بلند برایش کار خاصی انجام می‌دهد، برایش چیزی فراهم می‌کند که آن گردن کوتاه‌ها ندارند؟ در حالتی که علف روی زمین فراوان است نه، کار خاصی برایش نمی‌کند، اتفاقاً زندگی‌اش سخت‌تر هم می‌شود، پس گردن بلندها حذف می‌شوند، یعنی چه بسا که بارها و بارها این جهش ژنتیکی گردن بلند در زرافه‌ها رخ داده ولی نمانده.

عالی
چرا در طبیعت چیزی به نام اتلاف انرژی وجود ندارد؟

ما در طبیعت چیزی به نام اتلاف انرژی نداریم، یعنی سازوکارهای طبیعی همیشه جوری کار می‌کنند که آنی که از نظر انرژیتیک بهینه‌تر است را انتخاب کنند. پس بحث تابش گرمایی هست، بحث انرژی است که مفاصل مصرف می‌کنند، بحث بازآزاد شدن دست‌ها هست.

عالی
چرا راه رفتن روی دو پا در انسان‌های اولیه اهمیت داشت؟

سوالی که اینجا پیش می‌آید این است، این دو پا راه رفتن چه خوبی داشت که طبیعت نگهش داشت؟ چه بهینگی را برایش فراهم آورده بود؟ دورنگری داشته؟ می‌توانسته فواصل دور را ببیند، از آن طرف می‌گویند، می‌توانسته دیده هم بشود توسط شکارچیان. با میمون‌ها هم همین کار را می‌کنند. دقیقاً، دقیقاً همین کار، یعنی بلند شود، روی دوپایش و دورتر را ببیند. اما چند تا چیز دیگر خیلی مهم هم داشته، دست‌ها. بین اینکه شما بخواهید به جای اینکه از دست‌تان به عنوان یک نیروی راه‌رونده استفاده بکنید، دست باز دارید، و به عنوان اینکه می‌توانید حمل بکنید، هم اشیا را حمل بکنید و هم با این دست‌های باز که این خاصیت هم دارند، همه‌شان که شصت در برابر چهار انگشت قرار می‌گیرد و این گیرندگی بتواند چیزها را از هم جدا بکند، بتواند چیزی را بسازد، بتواند دو تا سنگ را به همدیگر بزند.

عالی
چرا برخی از تبردستی‌های باستانی بسیار بزرگ و غیرقابل حمل بوده‌اند؟

در یک سری موضوعی باستانی، از این نوع تبردستی‌ها پیدا شدند که خیلی بزرگند، یعنی اندازه این میز، و اصلاً قابلیت حمل ندارند. لبه‌ها شونه با میکروسکوپ الکترونی مطالعه کردند و فهمیدند که اصلاً استفاده نشده‌اند، یعنی باهاشی چیز نبریده‌اند، یک شیء به این بزرگی و به این سنگینی که اصلاً حمل نمی‌شده و در تعداد ده‌ها عدد کنار همدیگر روی زمین چیده شده، چرا؟ اینجا هست که به شوخی، هر زمان ما انسان‌شناسان و باستان‌شناسان برای چیزی جواب نداریم، برمی‌گردیم، می‌گوییم آیینی بوده. یعنی وقتی که یک چیزی، یک شیء، کارکرد عینی و دقیق برایش نمی‌توانم پیدا بکنم، یعنی نه برای کوبیدن بوده، برای هیچ چیز نبوده، برای موزه بوده، موزه بوده و ما فکر می‌کنیم برای پز دادن بوده، یعنی ارضای یکی از قدیمی‌ترین نیازهایی که بشر توی خودش داشته و آن دیده شدنه، منو ببینید.

عالی
چگونه انسان‌های راست‌قامت دیرین‌تر بدن‌شان دِهیدراته می‌شد و چه تفاوتی با انسان‌های امروزی داشتند؟

انسان‌های راست‌قامت دیرتر بدن‌شان دِهیدراته می‌شد. اگر به صورت معمول یک آفریقایی امروزی چهار ساعت خورده‌ای می‌تواند بدون آب بماند، آن‌ها پنج ساعت خورده‌ای می‌توانند. تنها نوعی از انسانی که هرگز طبیعت نمی‌توانسته توی آن شرایط با گرما داری انسان با اضافه‌وزن بوده. و همین، الآن هم شما توی هیچ‌گونه از جوامع شکار و گردآورنده، آدم با اضافه‌وزن پیدا نمی‌کنند.

عالی
چگونه آتش به انسان‌ها کمک کرد تا خواب عمیق و منظمی داشته باشند؟

حیوانات هیچ‌کدام به آتش نزدیک نمی‌شوند و هیچ حیوانی به غرض انسان هم قدرت کنترل آتش را نداشته، یک برتری یگانه‌ای به انسان‌ها بخشیده می‌شود و اینکه خواب‌های بریده‌بریده‌ای که قبلاً داشتند تبدیل می‌شود به خواب عمیق همانی که ما به آن می‌گوییم رم یا رپید آی موومنت، جایی که خواب می‌بینیم و چشمانمان شروع می‌کند به دودو زدن. این خواب دیدن همان دیفرگمنتیشن در کامپیوتر است، یعنی باعث می‌شود که حجم اطلاعاتی که در مغز شما انباشته شده در طول روز، حالا بیاید دسته‌بندی شود، مرتب شود، و یک فرگمنتیشن مرتب شود و یک فضای بازی به شما بدهد که فردا بتوانید خیلی فرش‌تر فکر کنید.

عالی
چرا نام انسان رودزیا دیگر به کار نمی‌رود و چه ارتباطی با استعمار و نژادپرستی دارد؟

رودزیا بخشی از آفریقای جنوبی بوده که در خلال دهه انتهای قرن نوزدهم توسط سفیدپوستان انگلیسی مورد استعمار واقع می‌شود، یا آقایی به نام سیسیل رودز می‌آید یک بخش بزرگی از این مملکت را قشنگ می‌برده و می‌گوید اینجا کشور من است. تبعیض نژادی. دقیقاً. می‌گوید کشور من و سفیدپوستانی که اینجا زندگی می‌کنند، اسمش را می‌گذارد رودزیای جنوبی، یا بخشش می‌شود رودزیای شمالی، به شدت هم‌نژادپرست بودند، یعنی سیاه‌پوستان اکثریت بودند هیچ نقشی در تصمیم‌گیری مملکت نداشتند و فقط سفیدپوستان بودند. این مسئله به قدری از طرف جامعه جهانی به آن فشار وارد می‌شود تا نهایتاً رودزیا منحل می‌شود و می‌شود جزوی از کشور فعلی زیمبابوه.

عالی
چگونه دانشمندان توانستند از استخوان‌های انسان هایدلبرگ ژن استخراج کنند و چرا این موضوع اهمیت دارد؟

اخیراً حتی توانستند از برخی از استخوان‌های انسان هایدلبرگ هم استخراج ژنومی انجام دهند. عذر می‌خواهم جا را می‌فقدیم، من این را نمی‌خواستم برای شما بگویم، برای شنوندگان دارم این توضیح واضحات ژنتیکی را می‌دهم، به این صورت که ببینید ژن‌ها یا همان بخش مولکول دی‌ان‌ای که در بدن ما وجود دارد، از استخوان‌ها قابلیت این را دارند که ردیابی شوند و بازیافت بشوند. یعنی از یک ماده‌ی عالی شما می‌توانید ژن استخراج کنید. سنگواره‌ها سنگ هستند و در آن‌ها ماده‌ی عالی وجود ندارد. بنابراین موجوداتی که ما سنگواره‌هایشان را به‌دست می‌آوریم مثل مثلاً انسان راست‌قامت، چون استخوان نیست و تبدیل به سنگ شده، طبیعتاً از آن استخراج ژن هم نمی‌توانیم انجام دهیم. اما انقدر خوش‌شانس بودیم که چند تا از این هایدلبرگ‌ها قبل از اینکه بخواهند سنگواره شوند در حالت استخوانی باقی ماندند و از آن‌ها توانستند در چند سال گذشته استخراج ژن انجام دهند.

عالی
چگونه تدفین‌های نئاندرتال‌ها نشان‌دهنده‌ی مرگ‌آگاهی آن‌ها است؟

این تدفینی که شما دارید از نئاندرتال‌ها می‌بینید، نشان‌دهنده‌ی افرادی است که به مرگ واقف شدند. برای آن شخص متوفی گوشت حیوان گذاشتند، ابزار سنگی برایش گذاشتند، می‌توانیم این‌گونه استنباط کنیم که شخص را صد در صد تمام‌شده در نظر نمی‌گرفتند، مثل اینکه قرار بوده که آن از این ابزارها جای دیگری استفاده کند، قرار غذا بخورد، گوشت حیوانات توشه‌ی سفرش است. به نظر می‌آید این اندیشه درشان شکل‌گرفته بوده که این صد در صد تمام نشده، ما هرگز نمی‌توانیم بفهمیم که توی ذهنشان چه انگاره‌ای از جهان دیگری داشتند، خب این کار غیرممکن است با توجه به مدارک سنگواره‌ای و ژنتیکی که ما داریم، اما از روی تدفین‌هایشان متوجه می‌شویم که به نظر می‌آید فرد تمام‌شده نبوده و قرار است به یک سفر برود.

عالی
چرا انسان نئاندرتال به این نام شناخته می‌شود؟

چرا بهش می‌گفتند نئاندرتال؟ من فقط مثل یک تیزر یادآوری می‌خواهم بکنم به خاطر این‌که در درهٔ نئندر کشف شده بود. نئندر در آلمانی یعنی نئاندرتال، و ما هم می‌گوییم نئاندرتال.

عالی
چگونه انسان هوشمند از انسان هایدلبرگ در آفریقا پدید آمد؟

تو بیست بیست، دو مقاله‌ای منتشر شد، که عنوان می‌کرد که نوع خاصی از انسان هایدلبرگ به نام انسان بدوی، که در آفریقا زندگی می‌کرده، آن کسی است، آن جامعه‌ای است، که انسان هوشمند از درون آن گونه‌زایی کرده و ظاهر شده، این ظهور در آفریقا رخ داده.

عالی
چگونه ژن‌های نئاندرتال بر حساسیت انسان‌های امروزی نسبت به ویروس کووید تأثیر گذاشته‌اند؟

تحقیقی که انجام شده نشان می‌دهد که آنانی که این بخش ژنتیکی خاص را از انسان‌های نئاندرتال بیشتر دارند، زمانی که کووید می‌گیرند، نرخ بستری‌شان دو برابر است و نرخ مرگ و میرشان هم خیلی بیشتر از آدم‌هایی است که آن ژن نئاندرتال را ندارند.

عالی
چگونه تیم کاوش باستان‌شناسی برای کشف اسکلت انسان نالدی در جنوب آفریقا انتخاب شد؟

لی برگر وقتی می‌خواسته برای تیم کاوش باستان‌شناسی‌اش آگهی بدهد، عنوان می‌کند که فقط خانم‌هایی با سایز بدنی خاص و قامت خاصی می‌توانند در این تیم باشند که بتوانند از آن حفره خیلی باریک رد شوند و بروند آنجا کار کاوش را انجام دهند و نهایتاً این قطعات را بیرون بیاورند.

خوب
چگونه پیکرک شیرمردی کشف شده در غار اشتادل نشان‌دهنده تفکر انتزاعی انسان‌های اولیه است؟

یک انسان است که سر شیر دارد. سازنده‌ی این پیکرک هرگز چنین موجودی را از نزدیک ندیده بوده چون ما هرگز انسانی سر شیر داشته باشیم را ندیده‌ایم. موجودی تلفیقی درست کرده، موجودی که خیالی است و فقط در ذهن او می‌توانسته درست شود. این کاملاً به ما نشان می‌دهد که سازندش ذهن خلاق و نمادپردازی داشته است.

عالی
چگونه گرگ‌ها و انسان‌ها توانستند رقابت غذایی خود را کاهش دهند؟

طبیعت خیلی قشنگ حلش می‌کند و آن آنزیم‌هایی هست در معده‌ی سگ که می‌تواند استخوان را هضم بکند، بخشی از غذا که ما نمی‌خوریم. بنابراین ما این رقابت غذای‌مان را با آن‌ها تقلیل دادیم.

عالی
انقلاب شناختی چه اهمیتی در تمایز انسان هوشمند از انسان‌های پیشین داشته است؟

مهم‌ترین تمایزی که انسان هوشمند را از بقیه‌ی انسان‌های قبل از خودش جدا می‌کرده، و آن چیزی بود به نام انقلاب شناختی. اگر بخواهیم انقلاب شناختی را توضیح بدهیم در مدل سخت‌افزاری، یعنی که چه اتفاقی در مغز رخ داده، کار خیلی سختی است... وقتی می‌گوییم این انسان دچار انقلاب شناختی بوده یعنی چه یا انقلاب شناختی در او رخ داده یعنی چه. در نئاندرتال‌ها در موردش کمی صحبت کردیم، یعنی که گروه‌های انسانی بودند که می‌توانستند این پرسش را از خودشان بپرسند که من کی هستم، اینجا کجاست؟ و چرا من اینجا هستم. این سه پرسش را تنها موجودی می‌تواند از خودش بپرسد که مغزش دارای حداقل پیچیدگی‌هایی باشد که به او اجازه بدهد این پرسش‌ها را مطرح کند. ما می‌دانیم حیوانات دیگر، یعنی نزدیک‌ترین حیوانی که به ما است شامپانزه‌ها یا بنوبوها، که بالای ۹۸ درصد قرابت ژنتیکی با ما دارند، قادر به پرسیدن این پرسش نیستند. و ما تنها موجود روی کره زمین هستیم که این پرسش را از خودمان انجام می‌دهیم: من کی‌ام؟ اینجا کجاست؟ و من از کجا آمده‌ام؟

عالی
چگونه انقلاب شناختی باعث افزایش اندازه دسته‌های انسان‌های هوشمند شد؟

انقلاب شناختی در بین پنجاه تا هفتاد هزار سال پیش بود که منجر به این شد اجداد ما دسته‌های بزرگ‌تری را سازماندهی کنند، شکار بهتری را انجام دهند، زاد و ولد بیشتری داشته باشند و تعدادشان بزرگ‌تر باشد. اندازهٔ دسته برمی‌گردد به توانایی برقراری ارتباط. برقراری ارتباط و توانایی برقراری ارتباط برمی‌گردد به تفکر نمادین، و تفکر نمادین برمی‌گردد به انقلاب شناختی.

عالی
چرا مغز انسان‌های هوشمند نسبت به نئاندرتال‌ها کوچک‌تر شده است؟

مغز انسان‌های هوشمند کمی کوچک‌تر شده نسبت به نئاندرتال‌ها و انسان‌هایی که قبل از آن زندگی می‌کردند. قسمت پشت سر گرد شده، جایی که در نئاندرتال‌ها کشیده و بی‌زیبایی بوده است.